X
تبلیغات
وبلاگ رسمی دبستان دخترانه فرهنگیان 2 - مقاله

وبلاگ رسمی دبستان دخترانه فرهنگیان 2

سال اصلاح الگوی مصرف

مایکروویو

مقایسه آب جوشیده در مایکروویو با آب جوشیده در کتری

واقعاً جالبه که همچین فکری به ذهن یک دختر بچه رسیده  ,  خلاصه ماجرا از این قراره که یک دختر خانم برای مقایسه اثر مایکروویو بر روی ساختار مولکولی مواد و مقایسه اون با گرم کردن به روش سنتی به راه حل جالبی رسیده و اون مقایسه دو گیاه کاملاً مشابه هست که یکی توسط آب گرم شده در مایکروویو و دیگری توسط آب گرم شده بر روی کتری سیراب می شدن. یعنی این دختر خانم مثلاً 100 سی سی آب رو در مایکروویو می جوشونده پس از سرد شدن به یکی از گیاهان می داده، و 100 سی سی دیگه رو در کتری و روی اجاق گاز می جوشونده، و پس ازسرد شدن به گیاه دیگه می داده .

  نتیجه رو خودتون   ببینید



میکروویو که به اشتباه ماکروویو خوانده می شود، از ترکیب دو واژه مایکرو یا میکرو MICRO ( به معنی کوچک) وویو WAVE ( به معنی موج) تشکیل شده است و به معنای امواج با طول موج کوتاه و تعداد نوسانات (فرکانس) بسیار بالا می باشد.. فرکانس چنین امواجی، بین ۳۰۰ مگاهرتز تا چند گیگاهرتز در ثانیه می تواند باشد. بُرد چنین امواجی کوتاه بوده و در حد چند متر است، ولی میزان نفوذ آن ها نسبتا بالا است و از درون ابر و غبار عبور می کنند. هر چه فرکانس بیشتر باشد، شدت نفوذ بیشتر ولی بُرد امواج، کوتاه تر می شود.... به عنوان مثال هر چیزی که در مجاورت دستگاه نوسان ساز اجاق های میکروویو معمول قرار داشته باشد، به شدت تحت تاثیر ارتعاشات قرار می گیرد. در حالی که اگر نیم متر از منبع ارتعاش دور شود، قدرت امواج به یک صدم کاهش خواهد یافت .
امواج دارای طول موج کوتاه، هنگام برخورد به ماده، چنان موجب ارتعاش و تغییر قطب های منفی و مثبت موجود در آن می شوند که این جنبش بالای ملکول ها موجب به هم خوردن شدید آن ها و ایجاد اصطکاک درملکول ها و در نهایت سبب گرم شدن آن ماده می شود. در این میان نقش آب در درون ماده غذایی بارزتر است. زیرا ملکول های آب که قطبی هستند (همچون دیگر ملکول های قطبی)، بیشتر تحت تاثیر نوسانات قرار گرفته و به شدت شروع به جابه جایی در محل خود می کنند. به همین دلیل هر چه غذا رطوبت بیشتری داشته باشد سریع تر تحت تاثیر این امواج قرار می گیرد 
وقتی با یک آزمایش ساده این بلا سر گیاه می آید آن هم  گیاهی که از هر نوع  آبی تغذیه کند روند رو به رش د خود را ادامه خواهد داد . 

 وای به حال ما انسانها ....







+ نوشته شده در  88/01/30ساعت 23:40  توسط مدیر  | 

فعالیتهای بدنی

فعالیتهای بدنی باعث می شود فرد از نظر جسمی و روحی پیشرفت کندو کمک می کند که استعداد

های درونی بالفعل شود.

دلایل ورزش کردن :

جلوگیری از پوکی استخوان.

جلوگیری از ضعف عضلانی.

تقویت ریه.

اعتماد به نفس را بالا می برد.

دفع سموم بدن.

جلوگیری از بالا رفتن فشار خون.

مبارزه با دیابت.

جلوگیری از ابتلا به سرطان روده و سینه.

مبارزه با افسردگی.

تنظیم اشتها.

در مورد بچه ها باید به تغذیه آنها توجه کرد در برنامه ی غذایی آنان از سبزیجات به دلیل داشتن فیبر بالا

  استفاده کرد.در صورت وجود عارضه در اندام آنها با مراجعه به پزشک از حرکات اصلاحی استفاده شود.

+ نوشته شده در  88/01/24ساعت 11:53  توسط مدیر  | 

عوامل پیشرفت تحصیلی

کارشناسان علوم مختلف راجع به تعليم و تربيت و آثار مترتب بر آن از ديرباز سخن گفته، هريک به گونه اي ديدگاه هاي خود را بيان داشته اند زيرا در چند دهه اخير پيشرفت و موفقيت هاي علمي قابل توجهي در پرتو سرمايه گذاري در زمينه تعليم و تربيت و توجه وافر به فرآيند اهميت و جايگاه آن صورت گرفته است.
    از اين طريق بسياري از کشورها از مرحله توسعه نيافتگي عبور کرده، استانداردهاي زندگي را به طور مداوم افزايش داده اند زيرا تربيت فرزندان سالم، جامعه سالم مي خواهد، لذا در ميان عناصر گوناگون تربيت و چگونگي درهم آميزي اين عناصر يعني: مدرسه، خانه و جامعه براي دستيابي به مقاصد از پيش تعيين شده، نياز به بررسي دقيق ارتباط بين آنان ملاحظه مي شود.
    بنابراين در مقاله حاضر سعي شده با استناد به دلايل علمي معتبر، ارتباط اين عناصر به طور مختصر بيان شود. اميد است با توکل به خداوند متعال بتوانيم گوشه اي از رسالت فرهنگي خود را هرچند ناچيز ادا نماييم؛
    عملکرد عالي مدارس مرتبط با خانواده و جامعه:
    مدارسي که در پيشرفت تحصيلي دانش آموزان موثرند از سه الگوي زير پيروي مي کنند؛
    الف- ايجاد تمرکز براساس روابط هماهنگ ميان دبيران، خانواده و جامعه
    ب- درک و توجه به نيازهاي هر خانواده با در نظر گرفتن تفاوت هاي فرهنگي
    ج- پايه ريزي تفکر همکاري، جهت تقسيم مسئوليت ها بين خانواده و مدرسه
    سازماندهي تلاش هاي خانواده و جامعه باعث رشد و تعالي مدارس مي شود. (علي رغم) روش سنتي که هدف والدين از همکاري با مدرسه تنها بهبود نمرات دانش آموزان بوده و بس، اکنون اين نوع همکاري که پا از چارچوب مدارس فراتر نهاده به تعامل ميان مدرسه، خانواده و جامعه منجر مي شود و هدف آن اصلاح عملکرد ضعيف مدارس، سازماندهي جامعه و تمرکز بر مهارت اجتماعي خانواده مي باشد مطالعات اخير نشان مي دهد که تغييرات اساسي در مدارس موجب تحول جامعه نيز مي شود. چند نمونه از اين دگرگوني ها به قرار زير است؛
    1- ارتقاي تسهيلات در مدارس
    2- بهبود وضعيت سرپرستي و پرسنل مدارس
    3- آماده کردن برنامه هاي آموزشي با کيفيت بالا براي دانش آموزان
    4- فراهم نمودن منابع و برنامه هاي جديد براي توسعه دوره آموزشي و تدريس
    5- ارائه برنامه منسجم به دانش آموزان در اوقات فراغت بعد از مدرسه
    در نهايت والديني که فرزندانشان در چنين مدارسي تحصيل مي کنند، از آنها انتظار دارند که خوب درس بخوانند و براي ورود به دانشگاه و مراحل تحصيلي بالاتر تلاش کنند. همکاري خانه و مدرسه هم سبب ارتقاي تحصيلي دانش و کاهش موانع مي شود. در بسياري از جوامع، خانه و مدرسه با هم ارتباطي ندارند. دلايل بسياري براي اين عدم ارتباط وجود دارد .گاهي اوقات والدين از حضور در مدرسه احساس خوشايندي ندارند. اغلب برنامه هاي شغلي اوليا، مشکلات خانوادگي، نداشتن تحصيلات و فرهنگ مناسب موجب اين قطع رابطه مي شود. از يک طرف اوليايي که در کودکي با مدرسه مشکل داشته و به آن اعتماد نداشته اند، اين حس را به فرزند خود منتقل کرده و باعث تنش ميان دانش آموز و مدرسه مي شوند .از طرف ديگر بعضي از مدارس نيز علاقه اي به حضور والدين در مدرسه ندارند و روي خوش به آنها نشان نمي دهند و از والدين براي شرکت در فعاليت هاي مدرسه دعوت نمي کنند. اين عدم ارتباط سبب تنها ماندن دانش آموزان و بيگانگي آنها با مدرسه مي شود .
    نحوه حمايت مدرسه از شرکت خانواده در فعاليت هاي فرهنگي:
    1- برقراري ارتباط بهتر
    گاهي اوقات، خانواده ها از نحوه برخورد مسئولين مدرسه شکايت داشته، اظهار مي دارند که آنها از موضع بالاتر صحبت مي کنند. مسئولين مدرسه و دبيران بايد در برقراري رابطه دو طرفه و روشن با خانواده ها تلاش کنند و به سخنان آنها گوش دهند. بهترين راه براي آشنايي والدين با قوانين مدرسه، توضيح دادن قوانين براي آنهاست.
    امروزه در مدارس غيرانتفاعي و برخي مدارس که با مشارکت اوليا اداره مي شوند و از سطح علمي بالايي برخوردارند، از کلاس هاي آموزش خانواده و مشاوره براي آشنايي اوليا با مدرسه استفاده مي کنند.
    2- تشويق والدين به همکاري با مدرسه
    مدرسه مي تواند با دادن مسئوليت بيشتر به خانواده ها و مشورت با آنها در مورد مسائل مهم توان تصميم گيري خانواده را افزايش دهد. بسياري از مدارس نيز با ارتقاي کيفي پرسنل، مزاياي همکاري خانه و مدرسه را افزايش مي دهند. اين ارتقا تکنيک هاي رابطه دو طرفه خانه و مدرسه را بهبود مي بخشد.
    مراجعه ديرهنگام اوليا به مدارس باعث عدم اعتماد دوطرف مي شود و نتيجه اين عدم اعتماد، ايجاد تنش ميان مدرسه و خانه است. مدرسه در ابتداي سال تحصيلي با برقراري رابطه بهتر وارائه برنامه منسجم ديدار با اوليا در روشن نمودن مواضع خود و تبيين وظايف هر فرد به عنوان دبير، والدين و دانش آموز در کاهش اين تنش موثر است.
    3- جامعه
    جامعه نيز مي تواند با آموزش مهارت هاي فردي وارائه برنامه هاي تابستاني مناسب و کلاس هاي فوق برنامه اين ارتباط را افزايش دهد. آموزش مهارت هاي والدين بايد از سالهاي جواني آنها آغاز شود تا با شرکت در اين کلاسها راههاي برقراري رابطه با فرزندان خود را ياد بگيرند. برنامه هاي آموزش خانواده سبب پيوند خانواده با جامعه و فرزندان خويش مي شود و گاهي اوقات والدين نقش معلم را در خانه ايفا مي کنند. کلاس هاي تابستاني، کانون هاي فرهنگي و... موجبات تقويت روحيه دانش آموزان و درست گذراندن اوقات فراغت آنها را فراهم مي سازند، البته اين کلاسها بايد مرتبط با آموزش هاي مدرسه باشد تا دانش آموزان هر آنچه را که به صورت تئوري فرا گرفته اند، تجربه کنند. اين کلاسها براي دانش آموزان کم بضاعت و افرادي که توانايي خريد کامپيوتر و وسايل کمک آموزشي را ندارند، بسيار مفيد است و بدين ترتيب دانش آموز کم بضاعت نيز در کنار ديگران رشد مي کند و از ناهمگوني جامعه جلوگيري مي شود .
    4- خانواده
    خانواده به عنوان مهمترين رکن هر جامعه و اولين پايگاه تربيتي دانش آموزان، نقش مهمي در پيشرفت تحصيلي آنها دارد. چند نمونه از روش هاي تربيتي و تحصيلي والدين به قرار زير است؛
    1- مشارکت در برنامه درسي دانش آموز
    در جوامع امروزي والدين به دليل تامين معيشت خانواده وقت لازم براي رسيدگي به فرزندان خود را ندارند و بهترين راه براي بهبود اين موقعيت برنامه ريزي مدون، در نظر گرفتن وقت کافي و کنترل وضعيت تحصيلي فرزندان خويش مي باشد. اين برنامه نبايد حجيم باشد، زيرا باعث خستگي دانش آموز و بي علاقگي وي به تحصيل مي شود. يک برنامه کامل، برنامه اي است که علاوه بر بهره مندي از ساعات درسي، درصدي از فعاليت هاي فوق برنامه دانش آموز را نيز در بر گيرد.
    2- بسياري از دانش آموزان از کمبود خواب رنج مي برند. از نظر عوام، دانش آموزي موفق وکوشا تلقي مي شود که ساعات خواب خود را صرف درس خواندن کند ولي امروزه اين امر مردود است زيرا خواب کافي يکي از عوامل موفقيت دانش آموز در فعاليت هاي درسي مي باشد، پس والدين نبايد فرزندان خود را به بي خوابي بيش از حد تشويق کنند.
    3- تغذيه مناسب در نحوه درس خواندن دانش آموز تاثير بسزايي دارد. غذاي کم انرژي و آماده، موجب خستگي مفرط دانش آموز و خواب آلودگي وي مي شود. خوردن صبحانه کامل يک برنامه غذايي مناسب است. تحقيقات نشان داده است که بسياري از دانش آموزان صبحانه نمي خورند، لذا در ساعات مياني روز توان فهم مسائل درسي را ندارند. خانواده بايد از کودکي فرهنگ خوردن صبحانه را به فرزندان خود آموزش دهد. مواد غذايي مناسب براي وعده هاي غذايي دانش آموز متشکل از سبزيجات، ميوه ها، انواع ويتامين ها و پروتئين هاست.
    4- اهميت دادن به تکاليف فرزندان يکي از عوامل موفقيت دانش آموزان است. افزايش مهارت و سرعت فردي هر دانش آموز، مستلزم تمرين و تکليف بيشتر است. بنابراين والدين بايد وقت بيشتري را به نظارت و کنترل تکليف فرزندان خويش اختصاص دهند.
    5- اهميت دادن به فرزندان و ستايش اعمال نيک شان سبب افزايش اعتماد به نفس آنها مي شود.
    بسياري از دانش آموزان، از والدين خود به خاطر عدم تشويق خويش شکايت دارند. آنها اظهار مي دارند که والدينشان تنها معايب آنها را ديده به مهارت و محاسن آنها توجهي نمي کنند. خانواده ها بايد کوچکترين موفقيت فرزندان خود را ستايش کنند و از اعمال قدرت بپرهيزند. موفقيت و يا تجربه حاصل از شکست براي او بسيار ارزشمند است.
    6- آموزش ايجاد ارتباط صحيح به فرزندان: والدين بايد قسمتي ازوقت خود را به شنيدن صحبت هاي فرزندان خويش اختصاص دهند و متلکم وحده نباشند. به فرزند خود اجازه دهند تا از اتفاقات مدرسه برايشان صحبت کند. اين امر موجب ايجاد رابطه صادقانه ميان والدين و فرزند شده، چنانچه دانش آموز در مدرسه با مشکلي مواجه شود، آن را دوستانه با خانواده مطرح کرده باعث بينش صحيح والدين نسبت به اوضاع مي شود.
    7- برخي از والدين با مقايسه فرزند خود با فرزندان فاميل و دوستان سبب آزار فرزند خود مي شوند. والدين نبايد از فرزندان خود توقع کارهاي خارق العاده داشته باشند. هرکس توانايي و ظرفيت خاص خود را دارد. چنانچه دانش آموزي به اهداف مورد نظر خانواده دست نيابد، احساس سرخوردگي کرده، اعتماد به نفس خود را از دست مي دهد.
    8- والدين بايد با فرزندان خود صادق باشند. الگوي ابتدايي هر دانش آموز اولياي آن دانش آموز است. بنابراين والدين بايد در اعمال و رفتار خود دقت کافي مبذول دارند و در کنار موفقيت ها تجربيات حاصل از شکست هاي خود را نيز در اختيار فرزندانشان قراردهند

+ نوشته شده در  88/01/23ساعت 11:43  توسط مدیر  | 

اهمیت بهداشت روانی کودکان

اهمیت توجه به بهداشت روانی کودکان

 اگر به مطالعه این مطلب پرداخته اید ، به احتمال زیاد از جمله افرادی هستید که به زندگی و سلامت کودکان اهمیت می دهید. گاهی اوقات شناخت بهترین راه برای دوست داشتن و تربیت فرزندان دشوار است. گاهی متوجه رفتارهایی می شوید که شما را متحیر یا دلخور می کند و یا حتی می ترساند.

برای آگاهی از نحوه عملکرد تربیتی و برخورد با کودکان باید اطلاعات مفیدی در زمینه بهداشت روان بدست آورد.
سلامت یا بهداشت روان عبارت از نحوه تفکر ، احساس و عملکرد ما به منظور رویارویی با موقعیت های زندگی است.
بهداشت روان در بردارنده نوع نگاه ما به خودمان ، زندگی مان و افرادی است که آنها را می شناسیم و به آنها علاقمندیم.
همچنین به تعیین اینکه چطور استرس را کنترل کنیم ، با دیگران ارتباط برقرار سازیم ، گزینه های خود را ارزیابی کنیم و انتخاب نماییم کمک می کند.
سلامت روان هم مانند سلامت جسم در هر مرحله ای از زندگی حائز اهمیت است.

مشکلات بهداشت روان

تشخیص تب در کودک توسط والدین بسیار آسان است اما شاید تشخیص مشکل روانی او به این سادگی ها نباشد. مشکلات مربوط به سلامت روان را همیشه نمی توان دید اما علائم قابل تشخیص اند.
این مشکلات را می توان تشخیص داد بدلیل اینکه متخصصین بهداشت روان با این علائم و بیماری های مربوط به آنها آشنایی دارند.
برخی از این بیماری ها عبارتند از افسردگی ، اضطراب ، مشکلات خوردن ، نقص توجه و اختلالات بیش فعالی.
متاسفانه بسیاری از جوانان مبتلا به مشکلات روحی روانی هیچ کمی دریافت نمی کنند.
کودکان و نوجوانان زیادی هستند که از دوره های استرس هیجانی رنج می برند که با درمان کوتاه مدت رو به بهبود می گذارند اما آن مشکلات الزاما منجر به آنچه تحت عنوان مشکلات بهداشت روان نام دارند ، نمی شوند. اندوه ناشی از ازدست دادن یک عزیز مثالی در این مورد است.
بهداشت روانی یک کودک هیچ ارتباطی با بهره هوشی او ندارد. کودکان با یا بدون مشکلات بداشت روانی IQ متفاوتی دارند.
آموزش خاص یکی از سرویس های حمایتی است که مدارس برای کمک به رویارویی با نیاز های منحصر به فرد کودکان و نوجوانانی که انواع مختلفی از مشکلات بهداشت روان را دارند ، فراهم می کنند.
نه هر فردی که تحت آموزش خاص قرار دارد مشکل سلامت روان دارد و نه اینکه هر کودک و نوجوان دارای یک مشکل سلامت روان از آموزش ویژه برخوردار است.

اختلالات هیجانی جدی

عبارت اختلالات هیجانی جدی برای کودکان و نوجوانان به مشکلات سلامت روان اشاره م یکند که بشدت زندگی روزانه و عملکرد آنها را در خانه ، مدرسه و یا در اجتماع مختل می کند.
بدون کمک ، چنین مشکلاتی ممکن است منجر به افت تحصیلی ، روی آوری به مواد مخدر و الکل ، ناسازگاری در خانواده ، یا حتی خود کشی شود.

عوامل

ما همه علل مشکلات سلامت روان در جوانان را نمی شناسیم. اما می دانیم که هم محیط و هم ساختار بیولوژِیک فرد دراین امر دخالت دارد.
از جمله علل بیولوژیک می توان به ژنتیک ، عدم تعادلات شیمیایی و صدمه به سیستم اعصاب مرکزی اشاره کرد. این عوامل در علم پزشکی تحت عنوان اختلالات نوروبیولوژیک نامیده می شوند.
بسیاری از عوامل محیطی می توانند کودکان را در معرض خطر قرار دهند. برای مثال کودکانی که با خشونت ، سوء استفاده ، مسامحه ، یا مرگ

عزیزان ، طلاق و یا روابط از هم گسیخته مواجه می شوند ، بیشتر در معرض مشکلات سلامت روان قرار دارند.سایر ریسک فاکتورها شامل طرد شدن بعلت نژاد ، جنسیت ، مذهب یا فقر است.

پرورش سلامت روان در کودکان

شما بعنوان والدین ، مسئول سلامت جسمی و روحی فرزندتان هستید. هرگز یک راه مشخص شده و ثابت برای تربیت فرزندانتان  وجود ندارد.
شیوهای تربیتی متفاوتند اما همه کسانی که مراقب فرزند شما هستند باید انتظارات فرزند شما را دریابند.
کتابهای خوبی در این زمینه وجود دارد که می توانید از آنها برای بهبود تربیت فرزنادنتان استفاده کنید.
در اینجا به برخی از راهکار های کلی در زمینه تعلیم و تربیت اشاره شده است :
- سعی کنید در کنار رسیدگی و تامین تغذیه مناسب ، ایمن سازی بدن ، و فراهم کردن امکانات ورزشی و غیره ، محیط امن و سالم خانوادگی و اجتماعی را برای فرزندتان فراهم کنید.
- از مراحل رشد کودک آگاهی پیدا کنید تا بیش از حد و یا کمتر از حد لازم از او انتظار نداشته باشید.
- این نکته بسایر حائز اهمیت است که فرزند تان راتشویق کنید احساسات خود را ظاهر کند.
اجازه دهید بداند که همه افراد ، درد ، ترس ، خشم و اضطراب را تجربه می کنند. به او کمک کنید عصبانیت خود را بگونه ای مثبت ظاهر کند بدون آنکه متوسل به خشونت شود.
- احترام و اعتماد متقابل را ایجاد کنید. صدای خود را برای او بلند نکنید حتی زمانی که با او توافق ندارید. راههای ارتباطی را باز نگه دارید.
- به حرفهای فرزنداتان خوب گوش دهید. از کلمات و اصطلاحاتی استفاده کنید که برای او قابل فهم باشد.
او را به سوال کردن ترغیب نمایید. کاری کنید با شما راحت باشد و مایه دلگرمی اش باشید. تمایل خود را برای صحبت در باره هر موضوعی با او ، نشان دهید.
- به مهارت های خود تان برای حل وکنار آمدن با مشکلات رجوع کنید. آیا شما مثال خوبی در این مورد هستید؟ اگر احساسات و عملکرد فرزندتان مایه دستپاپچگی شما شده یا قادر به کنترل خشم و ناامیدی خودتان نیستید ، کمک بجویید.
- مشوق او در زمینه رشد استعدادهایش باشید و به او کمک کنید محدودیت های موجود را بپذیرد. براساس توانای ها و علائقش ، در تعیین اهداف یاریش کنید.
- موفقیت هایش را جشن بگیرید.
- توانائی های او را با توانمندی های سایر کودکان مقایسه نکنید.
- منحصر بفرد بودن او را بستایید.
- از اینکه وقت خود را صرف او کنید دریغ ننمایید.
- استقلال و خود ارزشی را در او پرورش دهید.
- در رویارویی با فراز و نشیب های زندگی ا و را یاری کنید.
- نشان دهید که به توانایی های در کنترل اوضاع بهنگام مشکلات ، او اعتماد دارید.
- اصول تربیتی را بطور مفید ، دائم و مناسب بکار بندید. (بدانید که تربیت کردن به معنای تنبیه نیست).
- کودکان با یکدیگر متفاوتند.
سعی کنید بفهمید چه روشی برای کودک شما مناسب است. بدون توجه به خواست های فرزندتان از رفتار های تربیتی دیگران تقلید نکنید.
- برای کارهای مثبتی که انجام می دهد تایید تان را ابراز کنید.
- به او کمک کنید از اشتباهاتش درس بگیرد.
- بدون قید و شرط او را دوست بدارید و محبت کنید.
- ارزش عذرخواهی برای اشتباه مرتکب شده ، همکاری ، صبر ، بخشش و احترام به دیگران را به او بیاموزید.
- انتظار نداشته باشید بی نقص عمل کنید ، تربیت فرزند ، کار دشواری است.
بهداشت روانی همه کودکان حائز اهمیت است. بسیار ی از کودکان دچار مشکلات سلامت روان هستند.
این مشکلات واقعی و دردناکند و ممکن است شدید باشند. با این حال مشکلات فوق قابل تشخیص و درمانند.
توجه خانواده ها و عملکرد اجتماع به همراه هم می تواند به رفع این مشکلات کمک کند.

 

نویسنده :   دکتر علیرضا عاشوری

 

+ نوشته شده در  88/01/23ساعت 11:42  توسط مدیر  | 

انضباط در کودکان

انضباط يعني حذف رفتار غلط از طريق آموزش. به اين ترتيب انضباط صرفا تنبيه نيست و هدف غائي آن آموزش خويشتنداري به كودك است. تنبيه طاقت فرساي كودك به منظور كنترل رفتار او فرايند يادگيري را مختل كرده و در قبال تكيه بركنترل خارجي بهاي گزافي رامي پردازد كه همانا تكوين نيافتن خويشتنداري است. روشهاي شايع و موثر در كنترل رفتار نامطلوب كودكان عبارتند ازسرزنش؛ تنبيه بدني وتهديد كردن ؛كه آثار جانبي زيانبار بالقوه اي براحساس امنيت و اعتمادبه نفس كودكان دارند. هر چه از سرزنش بيشتر استفاده شود اثربخشي آن بيشتر تقليل مي يابد. نبايداجازه داد كه دامنه سرزنش از ابراز ناخشنودي درباره يك ميل خاص كودك تجاوز كرده وبه عبارات تحقيرآميزي برسد كه كودك ممكنست آنرابه منزله فقدان علاقه به خودتلقي كند. سرزنش ممكنست تا سطح بدرفتاري رواني افزايش يابد.

تاثير تنبيه بدني خفيف وتكراري نيزبتدريج كم شده و والدين را وسوسه مي كند تا تنبيه جسمي را شديدتر كنند و به اين ترتيب خطربدرفتاري باكودك را افزايش مي دهد. شايد قويترين و از نظر روانشناسي ؛زيانبارترين راه كنترل كودك آن است كه والدين تهديد كنندكه كودك را رها يا از او صرف نظر مي كنند.كودكان در هرسني ممكنست تا مدتها پس ازتهديد در ترس و اضطراب باشند كه مبادا والدين را ازدست بدهند. يكي از روشهاي رايج ديگر عبارتست از تقويت مثبت رفتار پسنديده كه وسيله اي كارآمد براي شكل دادن به رفتاركودك است؛ بويژه اگرتقويت مثبت بلافاصله پس از رفتار پسنديده صورت گيرد. اين روش؛ خويشتنداري و اعتماد به نفس را تقويت مي كند.

تربيت فرزند شامل برقراري توازني پويا بين محدود كردن ازيك سو و دادن آزادي ابراز وجود و امكان كاوشگري و تشويق آنها ازسوي ديگراست. كودكاني كه رفتار غير قابل كنترل دارند هنگامي كه براي رفتارهايشان محدوديتهاي روشني تعيين وبرآنها تاكيد مي شوداصلاح شوند.به طور كلي با اعمال محدوديتهاي روشن ؛كودك احساس راحتي وامنيت بيشتري مي كند. به هرحال والدين بايد درمورد زمان ومكان اعمال محدوديت با يكديگر توافق داشته وسپس باتوجه به قدرت شناخت كودك؛محدوديت وپيامد شكستن آن را بوضوح به وي نشان دهند.تاكيد بر اجراي محدوديت بايدثابت ومحكم باشد. يادگيري تعداد زيادي ازحدومرزهاي رفتاري براي كودك دشواربوده و ممكنست مانع رشد طبيعي خودمختاري دركودك شود لذاحد و مرزهابايد منطقي وباتوجه به سن و مزاج كودك و سطح رشد و نمو تعيين شوند.

خاموش شدن نيزروشي منظم براي حذف يك رفتار آزاردهنده ونسبتا بي ضرر باناديده گرفتن آن است.براي انجام اين شيوه ابتدا بايد دفعات عادي بروز رفتارثبت شود تادرك واقع گرايانه اي ازابعاد مشكل وارزيابي ميزان پيشرفت درحذف آن بدست آيد .بايدبه جاي رفتارنادرست ؛رفتارمثبت وپسنديده اي كه والدين بتوانند آنرا تقويت كنند به كودك ياد داد. والدين بايد بدانندكه رفتار ناپسند قبلي ؛ پيش ازآنكه كاهش يابد؛ممكنست تاهفته ها دفعات وشدت آن افزايش داشته باشد. روش محروم كردن نيز يكي ازروشهاي بسيار مفيد ديگر براي تغيير رفتارهاي نامناسبي كه نمي توان آنها را ناديده گرفت مي باشد. اين روش شامل يك دوره كوتاه انزواست كه سبب قطع رفتار مي شود. انجام اين روش در ابتدا مستلزم تلاش قابل توجهي از سوي والدين است. روشهاي ساده انزوا از قبيل ايستانيدن كودك در گوشه اتاق يا فرستادن او به اتاق خودش ممكن است مؤثر باشند.

اگراين روشها مؤثر نباشند؛ روش سيستماتيك تري را بايد به كارگرفت .مثلا يكي از برنامه هاي درماني بسيارمؤثر در روش محروم كردن آن است كه هنگام وقوع رفتارمورد نظربازي كودك راقطع واوراواداركنيم كه درمحل منزوي ملالت باري براي مدت كوتاهي بنشيند.اين پيامد اجتناب ناپذيروناخوشايند رفتار نامطلوب موجب مي شود كه كودك ياد بگيرد ازاين رفتار اجتناب كند. اگر شيوه محروم كردن باتوجه به حقيقت امروبدون ابرازخشم توسط والدين  انجام شود؛ وسيله آموزشي پرقدرتي است كه احتمال آثار جانبي آن كمتر از ساير روشهاي انضباطي است.
منبع: روانشناسی کودکان

 

+ نوشته شده در  88/01/23ساعت 11:41  توسط مدیر  | 

نقش تغذيه بريادگيري

باپيشرفت علم ودانش بشري وگسترش جوامع شهري شيوه زندگي وعادات مردم نيز دستخوش تغيير وتحول گرديده است ويكي ازمواردمهم كه ازتغيرمصون نمانده است عادات غذايي وذائقه افرادمي باشد.
باگسترش علم ودانش بشري وتوسعه شهرنشيني دركشورمان باعث شده است ازعادات وجيره هاي غذايي اصيل وسنتي فاصله بگيريم وبسوي غذاهاي آماده كنسروشده روبياوريم.درسفره هاي ايراني غذاهايي چون آبگوشت،آش،ترخينه و…جاي خودرابه انواع پيتزا،سوسيس و…داده است يكي ديگرازدلايل تغيير وتحول درسفره هاي ايراني افزايش سطح توقعات مردم ومشكلات اقتصادي باعث شده است كه زنان نيزدراقتصادخانواده نقش داشته باشند وهمانندمردان دربيرون ازخانه به كاروفعاليت مشغول باشند وديگرفرصتي براي طبخ غذانداشته باشندومجبورمي شوندبدليل خستگي ناشي ازكارونبودزمان كافي به غذاهاي آماده نظير انواع كنسروها وپيتزا و… روي بياورند.
يكي ديگرازتغييرات مهمي كه درذائقه افرادايجادشده تمايل افرادبه استفاده ازغذاهاي سرخ شده درروغن مي باشدكه علاوه برازدست دادن بعضي خواص وسرخ شدن در روغن باعث بروزانواع بيماريهاي قلبي عروقي و… مي گردد
انواع نوشيدني هاي صنعتي جاي خودرادرسفره ووعدهاي غذايي مردم بازكرده اندكه اين موادجداي ازعامل زمينه سازبراي چاقي، موادافزودني مختلفي كه به آنهاافزوده مي شوند ممكن است اازبدن دفع نشوندودرقسمتهايي ازبدن چون كبدذخيره شوند ودراثرمصرف طولاني مدت باعث بروزمشكلات كبدي وپوكي استخوان گردند.
صنعتي شدن برغذاي ميان وعده اي دانش آموزان هم تاثير گذاربوده است وآنها هم بجاي مصرف موادغذايي چون نخودچي كشمش،نان وپنير،و… روي به مصرف موادي چون پفك،چيپس،لواشك،تمر و…آورده اند.
تغذيه: فرايندي كه طي آن غذاتهيه وتامين مي شودو واردبدن شده وپس ازعمل متابوليسم بروي آن مورداستفاده سلولها قرارمي گيرد.
سوءتغذيه: بهم خوردن تعادل بين ورودموادمغذي به بدن ومصرف موادمغذي دربدن ايجادمي شود.
موادغذائي:هرماده جامديامايعي كه بتواندنيازهاي تغذيه بدن رامرتفع كند
تهيه غذابه عواملي چون دسترسي فيزيكي به غذا-توانايي خريد-آگاهي ازپخت غذا-تقسيم غذادرخانواده-بهداشت موادخوراكي و…بستگي داردوغذاممكن است ازطريق دهان-وريد-زيرجلد واردبدن  شده ودرنتيجه فعل وانفعالاتي جذب مي گردند.
نكته قابل تامل:دربعضي ازنقاط كشوردرمناطق روستائي وعشايري تقسيم غذادرخانواربه اين صورت است كه اول پدرخانواده كنارسفره مي نشيندوغذا   مي خوردبعدفرزندان پسرودرآخرباقيمانده غذارامادرخانواده ودختران استفاده مي كنند كه اين خودباعث انواع سوءتغذيه وبيماري دراين گروه مي گردد.
موادمغذي به دودسته تقسيم مي شوند:
1-موادمغذي ضروري: موادي هستند كه بدن قادربه ساختن آنهانمي باشد وحتماًبايدواردبدن شوندمثل اغلب ويتامينها،بعضي اسيدآمينه ها و…
2-موادمغذي غيرضروري:بعضي موادغذائي رابدن ازموادديگر مي سازدمثل بعضي ويتامينها(ويتامينK )و…
عادات غذائي: به مجموعه آداب ورسوم وسنن وقواعدي است كه درنحوه انتخاب،تهيه،توزيع ونگهداري ومصرف غذا است
عوامل موثربرعادات غذائي:عوامل ژنتيكي-فرهنگي-مذهبي-سياسي-اقتصادي
تاريخچه تهيه سوسيس كالباس درايران
سابقه تهيه سوسيس وكالباس درايران ازسال1307هجري شمسي دربندرانزلي توسط فردي روسي شروع شد. سوسيس وكالباس يكي
ازفرآورده هاي غيربومي وغيرسنتي دركشورماست وماده اوليه ومهم آن گوشت قرمزمي باشدودركنارآن موادي چون آرد.سويا.شيرخشك.كازئين.نشاسته.گلوتن.وانواع چاشني مثل:زنجبيل-دارچين-سير- زيره سياه و..وموادنگهدارنده چون:پلي فسفاتها-نيتراتها-نيتريتها و… استفاده مي شود.
دربرخي موارد ممكن است بدليل عدم نظارت كافي ومستمرازمواداوليه خوب وسالم استفاده نكنند مشكل دوم مربوط به همين افزودنيهامي باشندهرماده افزودني بايدشرايط ذيل راداشته باشد:1-قابليت جذب آسان راداشته باشند    2-رنگش مناسب باشد3-ازلحاظ طعم ومزه مرغوب وپسنديده باشند             4-ضرروزياني براي بدن نداشته باشند.
موادنگهدارنده
موادنگهدارنده موادي هستندكه ازتغييرات نامطلوب موادغذايي جلوگيري
مي نمايندوقادربه خنثي كردن حالت اسيدي موادغذايي فاسدشونده هستندمصرف بيش ازحدآنهانيزمضربوده كه بايدمصرف تحت كنترل ونظارت باشدكه اين موادبه سه گروه تقسيم مي شوند:
1-موادنگهدارنده آلي وشيرين:مثل اسيدسالسيليك-اسيدسيناليك-
آلدئيدفرميك- اسيدپيروپيوئيك و…
-موادنگهدارنده معدني مثل نيتراتها-نيتريتها وسولفيتها و…
3-موادنگهدارنده فرار:موادي كه درحرارت معمولي بشدت فراربوده وحتي قادراندازمنافذپوششهامصرف شده درموادغذائي عبورنمايند.
نيتريت ونيترات سديم وپتاسيم :ازجمله موادنگهدارنده معدني  مي باشدكه درصنعت سوسيس وكالباس مورداستفاده قرارميگيرندزيراعلاوه برعمل نگهداري تثبيت رنگ قرمز گوشت وجلوگيري ازتغيير رنگ وتيرگي آن مي باشدمقدارمجازاين مواد درايران PPm 150مي باشد.واستعمال بيش ازحدآن باعث توليدماده اي بنام نيتروزامين خواهدشدكه اين ماده سرطانزامي باشدومصرف بيش ازاندازه آن دراطفال نيزباعث مسموميت خواهدشد.
نقش تغذيه دريادگيري:
اهميت تغذيه راازدو ديدگاه موردبحث وارزيابي قرارمي دهيم:                                
 1-تاثيرغذادردوران رشدوتكامل      2-تاثيرتغذيه دركاركردبدني وذهني دوران زندگي شواهدزيادي نشان مي دهدكه تغذيه دردوران جنيني وسالهاي اوليه زندگي تاثيربسيارزيادي برتكامل ذهني ورشدجسمي كودك داردبگونه اي كه سوءتغذيه دراين دوران مي تواندباعث واپس زدگي ذهني شودوتكامل جسمي وروحي كودك رابه تعويق مي اندازدوكودكان مبتلابه سوءتغذيه نمي توانند دردوره هاي بعدي زندگي به توانائي ذهني لازم برسند.اين نكته ازاين
  لحاظ اهميت داردكه اين افراددردوران تحصيل دچارمشكلات عديده آموزشي خواهندشد.علي رغم پيشرفت تكنولوژي وتمدن بشري گرسنگي وسوءتغذيه دونقطه تاريك ولكه ننگ برتارك حيات بشراست وهرروزه 40هزاركودك بدليل سوءتغذيه وفقربيماري جان خودرا ازدست مي دهند.وهنوزبيش ازيكصدميليون كودك ازامكانات اوليه آموزشي محروم هستندكه60%آنهادخترهستنددرحالي كه تامين تغذيه وسلامت كودكان ونسل آينده بايد بعنوان محوركليدي توسعه اجتماعي واقتصادي قرارگيردولي متاسفانه30%كودكان جهان ازكمبودپروتئين وانرژي رنج مي برندوسالانه250هزاركودك دراثركمبودويتامينA بينايي خودرا ازدست مي دهند و5ميليون كودك به سبب كمبوديدازنظررشدجسمي وفكري آسيب    مي بينندوحدود150ميليون كودك داراي وزن كمترازاستاندارد مي باشند. 3ميليون كودك دراثرابتلاء به اسهال مي ميمرندكه هزينه تامين سلامت يك كودك جهت پيشگيري از مرگ زودرس فقط5دلار مي باشدودرمجموع ساليانه حدود13 ميليون كودك قادرنسيتند سال اول زندگي خودراپشت سربگذارند.
تاسالهاقبل ميليونها كودك بعنوان خيابانگرد-يتيم-آواره-قربانيان جنگهاي خانمانسوز بودنداما اينك عميق ترين وبي صداترين دشمنكودكان راسوءتغذيه تشكيل مي دهدكه بدليل خردسال بودن قربانيان اين فاجعه راهي به تلويزيون وتريبونهاي بين المللي وميكروفونهاي بزرگسالان نمي يابند.
اثرات زيانبارسوءتغذيه
الف اثرات فرهنگي وآموزشي: صدهاميليون كودك درجهان بعلت سوءتغذيه وفقرازرفتن به مدرسه خودداري مي كنندوچنانچه به مدرسه هم بروندترك تحصيل مي كنند وآنان ازدرس خواندن خودبهره اي نمي گيرندزيراسوءتغذيه موجب توقف رشدفكري وذهني كودكان مي گردد تحقيقات نشان داده است دانش آموزاني كه داراي سوءتغذيه اندبهره هوشي پايين دارند.
درسال1990ميلادي تحقيقاتي توسط پوليت انجام گرفت نشان داد دانش آموزاني كه ازگرسنگي رنج مي برندمعمولاً دردرس حساب نمرات كمتري كسب مي كنندوهنگامي كه سوءتغذيه بانخوردن صبحانه توام باشداثرآن برفعاليتهاي ذهني بسيارعميق تراززماني است كه يكي ازعارضه هارا دارد.گرسنگي به حواس پرتي كودك.بي توجهي به محركهاي طبيعي ورفتارهاي كنش پذير دركودك منتهي مي شود
تقريبايك ميلياردو3ميليون نفردرجهان ازكمبودآهن رنج مي برندكه ازاين تعداد 210ميليون نفركودكان لازم التعليم هستند.
آهن بركارآيي آموزشي تاثيرمستقيم دارد كودكاني كه دچاركمبود آهن هستندازلحاظ چابكي،توجه وتمركز،رغبت به درس وفعاليتهاي فكري وذهني ازديگر همسالان خودعقب هستند واينهاحساس زودرنج،كج خلق،آسيب پذير وتمايل كمتري به فعاليت وتحرك دارند.
ب:اثرات اجتماعي واقتصادي:
تغذيه ناكافي يكي ازعوامل زمينه سازبراي مهاجرت هاي بي رويه ازروستابه شهراست بروزاين مشكل باعث كاهش شديدنيروي انساني مولد درروستاها وتجمع نيروي انساني غيرمولد درحاشيه شهرهامي شودكه كاهش سطح توليد،افزايش اشتغال درامورخدماتي وكاذب،نامتعادل شدن توزيع درآمد،رشدناموزون تركيب جمعيتي و… ازجمله تغييرات نامطلوب مهاجرتهاي بي رويه است.
فشاركمبودموادغذائي عاملي براي ايجادزمينه بزهكاري،كلاهبرداري،بي اعتنائي به قوانين وجستجوي راههاي غيرقانوني براي تامين نيازهاي تغذيه اي مي باشد.
افرادي كه به كم غذائي گرفتارندومبتلابه سوءتغذيه مي باشندبجاي راه رفتن ترجيح مي دهندبايستند ونشستن رابرايستادن ترجيح مي دهندزيرا براي جبران كمبودموادغذائي ميزان سوخت وسازبدن راكاهش مي دهندوفشارخون پايين   مي آيد-اندوخته هاي چربي مصرف مي شود.
شودوچربي ماهيچه هاكاهش مي يابدواستخوانها بدشكل وازرشدوحركت باز   مي مانندوبيماريهاي عفوني بروزمي كندومرگ وميرافزايش مي يابد بنابراين گردش چرخهاي اقتصادي كه برمحورتامين سلامتي وقدرت بازوي انساني استوار است ازحركت مي ايستد.
تغذيه وپيشرفت تحصيلي
  تغذيه سالم وكافي باشاخص تحصيلي مثل سطح نمرات،سن ورودبه مدرسه،حضورذهن،بهره هوشي،پيشرفت تحصيلي ومهارتهاي علمي فرهنگي وفكري رابطه تنگاتنگي دارد.
دانش آموزان كه مادرمدرسه باآنان روبرومي شويم ازدوران نوزادي وكودكي گذركرده اندوازنظروضعيت تغذيه اي يكي ازمهمترين دوران زندگي خودرا پشت سرگذاشته انددوران جنيني وسال اول زندگي ازمهمترين دوران رشديك كودك است ورسيدن موادتغذيه اي اعم ازپروتئين انرژي وريزمغذي هانقش بسيارمهم واساسي دررشدوتكامل اوتاقبل ازمدرسه داشته است عوارض بعضي ازاين كمبودهااگردرآن دوران طفل باآن روبروشده باشد غير قابل جبران است.
عمده ترين مشكلات تغذيه اي كشورسوءتغذيه ناشي ازكمي دريافت پروتئين وانرژي،كمبوديد،كم خوني ناشي ازآن مي باشدكمبودويتامين  Aوسايركمبودهاشامل كمبود ويتامين B وكمبودويتامينD نيزدركودكان گزارش شده است.بعضي كمبودهابه دليل فقرموادمغذي درغذاهاي منطقه همه گروههاي سني رادرگيرمي كندافزايش نيازدردوران رشدبيشتردرمعرض خطرقرارمي گيرندنيازكودكان دردوران جهش رشدبه موادمغذي وريزمغذي هاماننديدوآهن دارند.
تفاوت نيازدردختران وپسران خصوصاًدردوران بلوغ به دليل تفاوت سن بلوغ   وجودداردوبعدازآن نيازبه يدوآهن دردختران زيادتراست.شيوع گواترناشي ازكمبوديددرسنين كودكي درهردو جنس شبيه است ولي بعدازبلوغ تعادل هورمونهادرپسران بگونه ايست كه رشدغده تيروئيددراثركمبوديددرآنان متوقف مي شودولي دردختران نيازهمچنان تادوران بارداري وجودداردبهمين دليل گواتردرزنان5تا6برابربيشترازمردان است.
شيوع كمبودآهن وكم خوني فقرآهن نيزدردختران پس ازبلوغ بدليل خونريزي ماهانه افزايش مي يابد.سايركمبودهامانندكلسيم.ويتامينD  نيز دردوران كودكي ونوجواني بطوريكسان برهردوجنس اثرمي گذارد ولي نهايتاً زنان بيشتردرمعرض خطركمبودكلسيم وويتامين Dقرارمي گيرند.
بنابراين دركودكي دردوران تحصيلي اگرچه تغذيه صحيح درهردوجنس اهميت دارد ولي زنان بخاطراينكه بايدازذخايربدن خوددردوران بارداري وشيردهي استفاده كنندآسيب پذيرتربوده ونيازبه توجه ويژه دارندسوءتغذيه دردختربچه هادرحقيقت نسل آينده رادرمعرض خطرقرارميدهد.زنان كوتاه قد معمولاًداراي لگني كوچك هستندودرزمان بارداري جنين آنهانمي تواندرشد بالقوه خودراداشته باشدبنابراين احتمال بدنيا آمدن نوزادباوزن كم(كمتراز2500گرم)وجوددارد.
تحقيقات نشان داداه است كه مادران كم وزن وجثه كوچك نوزادان كوتاهتر باسركوچكتربدنيامي آورند درتحقيقي كه دربنگلادش بعمل آمد نشان داد دختران كم وزن وكوتاه قد(ماداران مبتلابه سوءتغذيه)فرزنداني كوتاهتر بدنيامي آورندودريك دوره45ساله قدپسران اين كشور12سانتيمتركوتاهتر شد.يكي ازدلايل عادات جاري ومرسوم سنتي است كه معمولاًزنان ديرتراز مردان  سرسفره مي نشينندوغذاي كمتري دريافت مي كننداين تبعيض تغذيه اي باعث كوتاه قدي وسوءتغذيه دختربچه هامي گرددودختران جوان مبتلابه سوءتغذيه كه زودترازدواج مي كنندوبچه دارمي شوندنمي توانندكودكاني باوزن متعادل بدنياآورندوساليانه حدوديك ميليون كودك باوزن زير2500گرم دربنگلادش بدنيامي آيدكه بالاترين رقم دردنيا مي باشد.
اگرچه بيشتربحث سوءتغذيه دردانش آموزان است ولي بطوركلي نوزادي كه به اين مشكل گرفتاراست شانس مرگ اوتا28روزپس ازتولد40مرتبه بيشترازنوزاداني است كه باوزن طبيعي بدنياآمده اند
وقتي به سن يكسالگي مي رسد5برابربيشترازنوزادان سالم خطرمرگ راپشت سرگذاشته است اوزنده است ولي بااختلالاتي درتكلم.تكامل ونمو سيستم عصبي.ضعف قوه بينائي.كاهش فراگيريهاي اكتسابي وكري روبرومي باشد.اوبيشتربه عفونتهاي تنفسي.گوارشي مبتلامي شود وشانس ابتلاي اودربزرگسالي به بيماريهايي نظيرديابت.فشارخون.بيماريهاي قلبي بيشترازنوزادان سالمي است كه به دوران بزرگسالي رسيده اند.
مطالعه اي كه درآذربايجان انجام شدنتايج ذيل بدست آمد:مصرف روزانه شير،تخم مرغ،پنير،گوشت درگروه دانش آموزان تيزهوش بالاتربوده است ودرتحقيق ديگركه بروي1322نفرازدانش آموزان گروه سني6-11ساله درسال73درموردبهره هوشي ووضعيت تغذيه انجام شدنتايج ذيل بدست آمد:
كساني كه ازتغذيه خوب برخورداربودندازنظرقدو وزن درسطح طبيعي وبالاتري قرارداشتندازبهره هوشي آنها نسبت به ديگران ودرمدارسي كه ازتغذيه رايگان استفاده مي كردندافت تحصيل به مقدارزيادكاهش مي يابدونظم درمدرسه افزايش مي يابد.
تحقيقات نشان مي دهددانش آموزاني كه بدون صرف صبحانه به كلاس درس مي آيندقندخون پائين مي افتد،انرژي فردبراي يادگيري كم مي شود،قدرت حل مسائل فكري مثل رياضي دراوبه شدت كم مي شودودراواخرساعات مدرسه كسل هستندحوصله نشستن دركلاس وگوش دادن به درس راندارند پس: بايدگفت آموزش وپرورش كودك باتغذيه شروع مي شودنه بازنگ مدرسه
اهميت سلامت كودكان ازديدگاه اقتصادي.اجتماعي
كودكان آينده سازان جامعه هستندوبراي پي ريزي جامعه اي سالم فعال وپويالازم است كه بدانندچگونه غذاي سالم باعث حفظ سلامتي آنهامي گرددوعدم آگاهي نسبت به نيازهاي تغذيه اي باعث سوءتغذيه شده وحلقه معيوب سلامت نسل آينده رابه مخاطره مي اندازد.
تغذيه صحيح وسالم دريادگيري آنهاموثراست وباعث رشدتحصيلي وافزايش بازدهي درسرمايه گذاري آموزشي ونهايتاًبهره وري ملي مي شودونه تنهابررشدجسمي ويادگيري آنان اثرمي گذاردبلكه بررشدذهني واصلاح ناهنجاريهاي رفتاري كودكان نيزموثراست.وكودكان انتقال دهندگان اطلاعات
ودانش جديدبه خانواده ونهايتاًجامعه هستندودرواقع رابطين بهداشتي-تغذيه اي مفيدي محسوب       مي گردند
آموزش تغذيه
بايدتغييري دردرك ماازسوءتغذيه وگرسنگي بوجودآيدمتاسفانه هنگامي كه درجامعه ازسوءتغذيه صحبت مي شود درنظرعمده مردم تنهاكودكاني سياه پوست بااندامي لاغرواستخواني باجثه هاي ناتوان به ذهن تداعي مي كند-در حالي كه سوءتغذيه ازنوع كمبودريزمغذي هاوگرسنگي پنهان اصولاًبحساب نمي آيد
 كمبودوزن قابل رويت است اماكمبودريزمغذي هابه آساني قابل رويت نيست بايداين تصورازاذهان بيرون رود زيراكه دربسياري موارد موادخوراكي دردسترس مي باشدامافقدان آگاهي وفرهنگ صحيح درنزدتهيه كنندگان،توزيع كنندگان دستيابي وبهره مندي ازغذارا ازافرادبه ويژه كودكان دورمي سازد.
امروزه بسياري ازخوراكي ها به گونه اي تهيه مي شوندكه به خاطرآماده بودن وشكل ظاهري وياطعم آن موردتوجه وعلاقه خانواده هامي باشندكه اين گروه ازموادغذائي نه تنهاخاصيت غذائي فراواني ندارند بلكه كم ارزش بوده ودربسياري ازمواردممكن است منشاءبيماريهاي مختلفي شوند به نظرمي رسديكي ازدلايل رونق بازارتنقلات فعلي درجامعه طعم خوش
وحاضروآماده بودن آن مي باشدچون زماني راازوالدين نمي گيرند وهزينه آنهم گران نيست فقط درحدپول توجيبي مي باشد.
اطلاعات تغذيه اي والدين ازعوامل مهم درانتخاب غذاي كودكان است مادرآگاه بعنوان مهمترين كارمند آشپزخانه مي تواندبايك برنامه منظم وهدفدارباتهيه انواع موادغذايي موردنيازكودك  وسايرافراد خانواده وايجادعادات تغذيه اي مناسب خاطره خوشي ازتغذيه را درذهن افرادخانواده بخصوص كودك خودبجاي گذارداين كودك نه تنهاازمغازه هاودوره گردها چيزي نمي خردبلكه سايردوستان خودرانيزترغيب وتشويق به اين كارمي كند.مادرخانواده اي كه مادرنقش خودرابخوبي ايفاءنمي كند وبجاي طبخ غذادرآشپزخانه ازغذاهاي آماده نظيرپيتزا،سوسيس كالباس انواع كنسروها و… جهت تغذيه افرادخانواده استفاده مي كندكودك هم به مصرف اين مواد ميل ورغبت زيادنشان مي دهدودرمدرسه ازاينگونه تنقلات بعنوان غذاي ميان وعده اي استفاده مي كند. سليقه ها،باورها وخرده فرهنگهادرتغذيه مردم نقش مهمي دارندمثلا سرخ كردن موادغذايي بجاي آبپزكردن وعدم مصرف ميوه وسبزيجات تازه،مصرف زيادغذاهاي چرب وشيريني،مصرف زيادگوشت قرمز،عدم استفاده ازحبوبات وعدم اهميت به صبحانه ونقش مهم آن درسلامت افراد،مصرف غذاهاي كنسروشده وآماده و…ازاموري هستندكه بعنوان خرده فرهنگ وگرايشات غلط به جامعه ماواردشده است.
اصلاح الگوي تغذيه درجامعه داراي ابعادجامعه شناختي،روانشناختي وزيست شناختي است بدون درك عادات،سنتها،رفتارهاوطرزتلقي مردم ازتغذيه وشناخت مسايل بيولوژيك وزيست محيطي فراهم نمي آيدوبا انواع خوراكي درسطح جامعه فرهنگ صحيح تغذيه جانمي افتد ايجاد انگيزه درمردم براي استفاده ازبرنامه هاي متعادل غذائي،حمايت ازنگاه داشتن وزن بدن درحدطبيعي،پرهيزازروشهاي نامطلوب زندگي تنهاازطريق آموزش وازبسترآموزش وپرورش ميسرمي باشدزيرابطور ميانگين هرخانواده5/1نفردانش آموزداردپس آموزش وپرورش وسيع ترين كانال اشاعه دانشهاي تغذيه اي مي باشد. آموزش تغذيه تنهانبايدمتوجه تهيه الگوي مصرف باشدبلكه بايستي بتوان ازضايعات موادغذائي جلوگيري كندمتاسفانه ضايعات موادغذائي درجامعه مابسيارزياد است بطوريكه ساليانه700ملياردريال نان رادورمي ريزيم كه باپول آن مي توان60هزاركلاس درس،350بيمارستان،3000خانه ويا3000كيلومترجاده احداث كرد.به گفته كارشناسان بهداشتي سالانه6-7ميليون كيلوگرم غذاي تقلبي تهيه وتوزيع مي گرددونزديك به70هزارواحدغيربهداشتي وغيراستاندارد وجودداردكه به تهيه وتوزيع موادغيراستانداردوغيربهداشتي مي پردازند
.

+ نوشته شده در  88/01/22ساعت 11:8  توسط مدیر  | 

دانش آْموز وامتحانات آخر سال

دانش آموزان و امتحانات آخر سال
قسمت اول

نويسنده: سعيد هيبتي

دانش آموزان بخوانند، چگونه براي امتحان آماده شويم:
    فرا رسيدن روزهاي امتحان معمولا براي دانش آموزان و اوليا به يک دغدغه و براي برخي ها هم به يک نگراني تبديل مي شود. امتحانات خرداد ماه همواره براي دانش آموزان وحتي والدين آنها استرس زا بوده و چنان چه در اين روزها دانش آموزان از نظرات کارشناسان براي چگونگي مطالعه و آمادگي در امتحانات بهره گيري نکنند بر ميزان موفقيت آنها تاثير منفي به جا مي گذارد.
    رعايت برخي نکات براي نتيجه گيري هر چه بهتر:
    -انتخاب محيط آرام براي مطالعه از جمله مسائلي است که کارشناسان همواره مورد تاکيد قرار مي دهند و به دانش آموزان توصيه مي کنند که بايد در طول امتحانات برنامه هاي تفريحي خود را کنترل و يا کمي محدود کنند.
    -دانش آموزان بايد وقت خود را به گونه اي تنظيم کنند که به اندازه کافي فرصت مطالعه استراحت و ورزش داشته باشند و در تماشاي تلويزيون از يک برنامه از پيش تعيين شده پيروي کنند.
    -نگاه مثبت و سازنده به امتحان داشته باشيد زيرا امتحان وسيله کمک به يادگيري است و همچنين وسيله اصلاح روش تدريس است.
    -شب امتحان زود بخوابيد و اگر مي بينيد خوابيدن مشکل است و اضطراب، آزارتان مي دهد از روش آرام سازي (آرامش ذهني و آرامش عضلاني) استفاده کنيد.
    -از درگيري لفظي در محيط خانه و همچنين از ميهماني رفتن در شب امتحان خودداري کنيد.
    -شام مختصر و سبک صرف کنيد تا راحت تر بخوابيد. قبل از خوابيدن وسايل لازم و ضروري امتحان را آماده کنيد.
    -از حضور در مکانهاي شلوغ و پر سر و صدا و تماشاي بيش از حد تلويزيون و ساير عواملي که موجب اتلاف وقت و تشويش خاطر و حواس پرتي مي شود، پرهيز کنيد.
    -حتما صبحانه مناسب، مقوي و داراي مواد قندي صرف کنيد تا در جلسه امتحان دچار سرگيجه، ضعف و يا افت فشار خون نشويد.
    -براي شرکت در جلسه امتحان از پوشيدن کفش و لباس هاي تنگ و نامناسب بپرهيزيد زيرا کفش و لباس مناسب به طور غير مستقيم در متمرکز فرد تاثير مي گذارد.
    -به موقع از منزل خارج شويد تا 20 دقيقه قبل از امتحان در محل امتحان حاضر باشيد.
    -پيش از امتحان سعي کنيد از ماندن در محيط هاي بسيار سرد يا گرم و شلوغ خودداري کنيد.
    -پيش از شروع امتحان، مرور و مطالعه کتاب را قطع کنيد تا فکر و ذهن شما از حالت فعاليت و برانگيختگي براي يادگيري بيرون آمده و بتوانيد به جواب دادن آموخته شده بپردازيد.
    -سعي کنيد با پياده روي مختصر به بازسازي و سازمان دهي مطالب در ذهن خود اقدام کنيد.
    يادگيري مفاهيم درسي را براي شب امتحان نگذاريد
    کارشناسان تعليم و تربيت بر اين باورند که نمي توان از دانش آموزي که يادگيري تمام مفاهيم کتابهاي درسي خود را براي شب امتحان گذاشته است انتظار نمرات چندان مطلوبي داشت. دانش آموزان بايد در نظر داشته باشند که امتحان پايان سال تحصيلي نيز امتحاني است مثل ساير امتحانات. فقط کمي اهميت نمره حاصله بيشتر است اما چندان تفاوتي با ساير امتحانات از نظر ميزاني سختي سئوالات ندارد و والدين نيز بايد سعي کنند به جاي تزريق استرس خود به دانش آموزان، آنها را براي رويارويي با سئوالات امتحاني آماده کنند. دکتر پارسا ميبدي درباره مقدمات مطالعه دانش آموزان بايد سعي کنند که فقط در يک مکان به مطالعه دروس خود بپردازند و تا جايي که امکان دارد مکان مطالعه را تغيير ندهند و همچنين عواملي را که سبب پرت شدن حواسشان در زمان مطالعه مي شود از محيط دور کنند تا بتوانند تمرکز داشته و مفاهيم درس را بفهمند. وي با تاکيد بر اين که محيط مطالعه بايد آرام باشد، مي گويد: هر چند که خط کشيدن زير نکات مهم کتاب مي تواند در يادگيري تاثيرگذار باشد اما بايد دقت کرد که اين خط کشي ها بيش از ده درصد از مطالب هر درس را به خود اختصاص ندهد. اين استاد دانشگاه با اشاره به اين که دانش آموزان بايد بعداز مطالعه درس، مطالب مهم را از حفظ تکرار کنند، مي افزايد: دانش آموزان نبايد يادگيري تمام مفاهيم درسي را به شب امتحان موکول کنند بلکه بايد سعي کنند هر درسي را در زمان خود و در فرصت مناسب مطالعه نمايند تا در شب هاي امتحان با خيالي آسوده فقط به مرور درسها بپردازند و از يادگيري دروس به صورت فشرده اجتناب کنند.
    بلافاصله پس از صرف غذا مطالعه نکنيد. يک کارشناس برنامه ريزي درسي نيز با تاکيد بر اين که بلافاصله پس از صرف غذا نبايد مطالعه نمود، مي گويد: پس از صرف غذا به علت شروع فعاليت دستگاه گوارش و هجوم خون به معده و احشاء داخلي، از ميزان جريان خون در مغز کاسته مي شود و آمادگي براي مطالعه کاهش مي يابد.
    انجام حرکات تنفسي متناسب در زمان مطالعه بسيار مهم است تنفس اگر نامنظم باشد به تدريج باعث کاهش اکسيژن خون و ايجاد خواب آلودگي مي شود و در نتيجه از آمادگي ذهني براي مطالعه مي کاهد. بايد توجه داشت که آرامش فکري لازمه يادگيري مفاهيم درسي است. در هنگام مطالعه بايد از اشتغالات ذهني و عصبانيت جلوگيري نمود چرا که اضطراب و ناراحتي باعث از بين رفتن تمرکز حواس مي شود و حافظ کساني که داراي اضطراب و عصبانيت هستند، به طور محسوسي از افراد عادي کمتر است.
    اما چند نکته بهداشتي درباره مطالعه؛ کيفيت هواي تنفسي هم از نظر ايجاد نشاط و هم از لحاظ فراهم آوردن موجبات کسالت خيلي مهم است. تنفس در اتاق دربسته که هوا به قدر کافي در آن جا وجود ندارد، کار درستي نيست همچنين نور بايد از سمت چپ، بالا و با زاويه تقريبي 45 درجه به کتاب و کاغذ بتابد زيرا اگر از سمت راست بتابد خصوصا هنگام نگارش، باعث ايجاد سايه دست بر روي کاغذ مي شود که در ديد اشکال ايجاد کرده و در نتيجه باعث خستگي چشم مي شود. به همين دليل بهترين نور براي مطالعه و کار، روشهايي معمولي اتاق است که در هواي روشن به وسيله نور غير مستقيم ايجاد شده باشد. بهترين رنگها براي نوشتن، رنگ آبي و مشکي است که فشار کمتري به چشم وارد مي کند و مانع خستگي مي شود. رنگهاي قرمز، سبز و ... ديد را مشکل نموده و باعث خستگي چشم مي شوند ضمن اين که در نظر داشته باشيد که براي هر ساعت مطالعه يک ربع تا بيست دقيقه استراحت مفيد لازم است. اين استراحت نه تنها براي چشم بلکه براي مغز هم فرصت مناسبي است که يادگيري خود را مرور کند. در زمان استراحت بايد به فاصله دو رو بدون توجه و دقت نگاه کرد، اين کار باعث تنوع و تمدد اعصاب نيز مي شود. روزهاي امتحان و شب هاي طولانيش به سرعت از راه مي رسند و به سرعت نيز مي روند هر چند که شايد براي عده اي از دانش آموزان خصوصا آنهايي که کوله بار درسيشان خالي است و يک شبه مي خواهند پرش کنند سخت بگذرد اما بالاخره مي گذرد و در اين گذراندن، نکته هايي را مي آموزد که جاي تامل دارد و مهمترين اين نکته ها هرگز کار امروز را به فردا وا مگذار که در کوران زندگي جا مي ماني.
+ نوشته شده در  88/01/22ساعت 10:52  توسط مدیر  | 

دانش آموز موفق

دانش آموز موفق

۱- سعي کنيد در ايام تابستان ، کتابهاي علمي و کتابهاي مربوط به رشته ي تحصيلي يا شغلي که دوست داريد ، بخوانيد و اطلاعات عمومي قوي در هر زمينه اي(مخصوصا" در زمينه هاي مورد علاقه تان) داشته باشيد. مثلا" وقتي کسي از شما پرسيد ، مي خواهي چه کاره شوي؟ و يا چه رشته اي را دوست داري؟ بايد بتوانيد ، بي درنگ و با ارائه ي اطلاعات موثق و منطقي ( نه بر اساس حرف عامه ي مردم ) به او پاسخ دهيد.

2- با پيش مطالعه ي قبلي سر کلاس درس حاضر شويد. هميشه سر کلاس ، حرفي براي زدن داشته باشيد.

3- با يک روحيه ي فعال و شاداب سر کلاسهاي درس شرکت کنيد. با همکلاسي هاي خود رقابت سالم داشته باشيد و سعي کنيد در يادگيري دروس به هم کنيد تا دست آخر خدا هم به شما کمک کند.

4- با دقت و تمرکز فراوان به درس گوش کنيد و هر جايي که ابهامي بود، از معلم خود (نه از دانش آموزان ديگر) بپرسيد. نگذاريد اشکالات و ابهامات، در  ذهن شما انباشته شوند و بزودي تبديل به يک ضعف علمي بزرگ شوند.

5- درس هر روز را همان روز در خانه بخوانيد و کمي از تمرينهايش را حل کنيد.
اين کار کمک مي کند ، مطلب کاملا" در ذهن شما حک شود ، چون تازه آنرا آموخته ايد و يادگيري اوليه، کاملا" در ذهنتان وجود دارد ، پس با يک مرور بلافاصله ،مراحل يادگيري در ذهن را کامل مي کنيد.

6- سعي کنيد متن کتاب را خوب بخوانيد و مثالها و تمرينها را بدون توجه به حل آنها، خودتان حل کنيد. (استفاده از حل المسائل ، فقط به افرادي که غير حضوري درس مي خوانند ، توصيه مي شود) اگر کساني که فرصت شرکت در کلاسها و استفاده از معلم و همشاگرديها دارند ، از
حل المسائل ها استفاده کنند ، به جز ضرر(تنبلي ذهن ، عدم تلاش کافي براي يافتن جواب ، کاهش روحيه ي خلاقيت و ارائه ي راه حل هاي جديد و ابتکاري و...) ، چيزي عايدشان نخواهد شد.

7- دروس برنامه ي فردا را مرور کنيد و هميشه با آمادگي کامل براي امتحان کلاسي يا درس جواب دادن، سر کلاس حاضر شويد.

8- سعي کنيد عادت کنيد که شبها زود بخوابيد و صبح زود از خواب بيدار شويد تا هيچگاه دير به مدرسه نرسيد.(با اين کار هم به همه ي کارهايتان مي رسيد و هم هميشه سرحال و شاداب و پرانرژي خواهيد بود.). بهتر است هر روز صبح حتي اگر شده 10 دقيقه با موسيقي نرمش کنيد ، تاثير اعجاب انگيزي در روحيه ي شما خواهد داشت.


9- در اوقات فراغت(زنگهاي تفريح ، زنگهاي بيکاري و...) در مدرسه، دروس را براي يکديگر توضيح دهيد.( اين روش بسيار خوبي است براي اينکه بفهميد که خودتان هم درس را فهميده ايد يا نه؟ و هم ديگران از معلومات شما استفاده مي کنند، در ضمن اين کار باعث مي شود احساس خيلي خوبي نسبت به خود و کلاس و درس و مدرسه داشته باشيد.)

10- قبل از هر امتحان ، سوالات امتحاني سالهاي گذشته ي هر درس را گير بياوريد و در خانه ، به صورت آزمايشي امتحان دهيد.

11- اهميت شرط معدل(چه در کنکور، چه در شرايط پذيرش مدارس و موسسات مختلف چه در استخدام در ادارات و شرکتهاي مختلف و...) کاملا" واضح و آشکار است .
پس سعي کنيد با حداکثر معدل ممکن، ديپلم بگيريد. البته اين مسئله نبايد باعث شود که شما فکر کنيد ارزش نمره از فهم و يادگيري دقيق مطلب بيشتر است و دنبال راههاي بگرديد که به هر قيمتي که شده نمره تان بالا شود، نه!!!
نمره ي بالا همراه يادگيري کامل مطالب ارزشمند است وگر نه دير يا زود (سر جلسه ي کنکور) دست شما رو خواهد شد!

12- سعي کنيد همين الان ، به اين مسئله که هدفتان از درس خواندن و ادامه تحصيل و... چيست ، خوب فکر کنيد و براي اين سوالات پاسخهايي داشته باشيد که براي شخص خودتان (نه براي آشنا و در و همسايه و فاميل) قابل قبول باشد ، بعد بر اساس اين پاسخها ، اهداف کوتاه مدت و بلند مدت خود را بنويسيد و براي رسيدن به تک تک آنها دنبال راه حل بگرديد.
با اين کار، هيچوقت انگيزه ي خود را در طول تحصيلات از دست نخواهيد داد و هميشه انرژي لازم براي درس و کار را خواهيد داشت.

13- از همين الان(از دوران دبيرستان) ، استفاده از جدول برنامه ريزي را آغاز کنيد تا بتوانيد مهارتهاي مديريت زمان خود را افزايش دهيد.

14- هميشه سعي کنيد به تغذيه ، خواب، ورزش و تفريح سالم اهميت دهيد تا بدنتان هميشه سالم و با نشاط باشد ،(شما مي توانيد يک فعاليت ورزشي مورد علاقه تان را در کنار درستان داشته باشيد و آن فعاليت يکي از اوقات تفريح و شادابي شما باشد) زيرا که به تبعيت آن ، ذهن و فکرتان هم هميشه باز و آماده براي دريافت و ثبت اطلاعات ، خواهد بود.

15- يادتان باشد، تست يک وسيله ي آزمايشي است نه آموزشي !!!
يعني شما تست مي زنيد که ببينيد مطالب آن درس را خوب ياد گرفته ايد و با نکاتي که از متن کتابها بيرون کشيده ايد ، مي توانيد تست بزنيد يا نه؟
اول تست نزنيد تا بعد با مراجعه به پاسخ تشريحي ، بخواهيد نکته ي آنرا ياد بگيريد ، بلکه اول کتاب را در حد عالي بخوانيد بعد براي آزمودن معلومات خود تست بزنيد .
البته مي توانيد نکات استخراج شده از تستها را هم به طور کلي يادداشت کنيد و بعدا" آنها را مرور کنيد.

+ نوشته شده در  88/01/22ساعت 10:44  توسط مدیر  | 

ويژگي هاي تدريس خلاق

ويژگي هاي تدريس خلاق

یکی از مقوله های مهم در آموزش و پرورش فرایند یاددهی و یادگیری است .به عبارت دیگر تمامی فعالیتهای آموزش و پرورش در جهت بسترسازی مناسب برای تحقق این فرایند می باشد. در رأس این فرایند، دانش آموزان قرار دارند و همه فعالیت ها، مانند تأمین معلم، مواد آموزشی، فضای آموزشی و ... در خدمت او قرار می گیرد. مفهوم فرایند یاددهی – یادگیری در این فرایند واژه های تدریس، یادگیری، ارزشیابی، مواد آموزشی، تعامل معلم و دانش آموزان و ... مطرح می باشد که تعاریف واژه های اصلی ارایه می شود.

 

1- تدریس: تعامل یا ارتباط متقابل معلم با دانش آموز بر اساس طرح منظم و هدفداربه منظور تغییر در رفتار را تدریس نامند.

2- یادگیری: تغییر درطرز تفکر و مهارت های ذهنی و حرکتی را یادگیری نامند.

3- ارزشیابی: فرآیندی منظم برای تعیین و تشخیص میزان پیشرفت شاگردان در رسیدن به هدفهای آموزشی.

4- مواد آموزشی: شامل کتاب، فیلمهای آموزشی، مجلات و ... که محتوای یادگیری تلقی می شود.

 

اهداف در فرایند یاددهی – یادگیری

 

کمیته بین الملل آموزشی در قرن بیست و یکم یادگیری را بر چهار ستون استوار می داند:

1- آموزش برای یادگیری

2- آموزش برای عمل کردن

3- آموزش برای زیستن

4- آموزش برای همزیستی.

با یک نگاه کلی می توان استنباط کرد که آموزش در وضعیت فعلی در جهت یادگیری ماندگارو استاندارد نیست، بلکه صرفاً جهت کسب نمره است .

همچنین آموزش های فعلی مهارت لازم را به بچه ها نمی دهند و آنها بدون کسب مهارت فارغ التحصیل می شوند. در عین حال آموزش فعلی با اشتغال و زندگی همگونی کمی دارد و خرد جمعی و کارهای مشارکتی کم رنگ است. بنابراین خلاء موجود بین وضع موجود و وضع مطلوب تماماً نشانه های آسیب در فرایند یاددهی و یادگیری است. نکته مهمتر این است که در فرایند آموزش، روش یادگیری مهم است، تا دانش آموزان با دانستن روشها بتوانند با مسائل برخورد کنند و مشکلات خود را حل کنند. ( هسته اصلی فرایند تدریس، ترتیب دادن محیطی است که درآن شاگردان بتوانند تعامل کنند و نحوه یادگیری را بررسی نمایند.)

 

5- روش یادگیری همان روش فکر کردن است که هدف اصلی در فرایند یاددهی و یادگیری است. ( اندیشیدن دانش آموزان در جریان آموزش برجسته ترین ویژگی فعالیت های آموزش در ژاپن است. )

 

6-  فکر کردن پاسخی است که انسان به مشکلات خود می دهد و این پاسخ متضمن دستیابی به حل مساله است. فکر، راهنمای عمل است. ( هدف عمده آموزش باید وادار کردن دانش آموزان به تفکر باشد. اساس یادگیری نحوه تفکراست که باید به شاگردان تعلیم داده شود.)

 

7-  بنابراین باید فعالیتهای کلاس، مواد آموزشی، روشهای تدریس و ... تماماً باید تفکر را تحریک کند.( هر یاد درونی که نتواند تفکر و تخیل یادگیرنده را تحریک کند جز خاراندن حافظه نقش دیگری ایفا نکرده است.)

 

8- خلاقیت و حل مسأله محصول تفکر است. در کلاس هایی که به دانش آموزان اجازه داده می شود فکر کنند، نظر دهند، سؤال و پرسش نمایند و حتی خلاف عرف و عادت نظر دهند ( تفکر واگرا ) دانش آموز پویا است و احساس خستگی نمی کند، در غیر این صورت چنانچه فقط شنونده باشد و انتظارات مشخص از او خواسته شود او را در آسیب بزرگی گرفتار کرده ایم، در این حالت او احساس بد بینی پیدا می کند، انگیزه خود را از دست می دهد، هویت خود را شکست خورده می بیند و ... . اگر کلاس شاد و براساس علاقه باشد و در مناسبات تعامل مطلوب برقرار شود،باعث می گردد فردی مانند انیشتن که او را کودن تلقی می کردند به یک دانشمند تبدیل شود.

( استاد مطهری بیان داشته اند که مغز فراگیران را به صورت انبار نباید تلقی کرد، بلکه هدف پرورش نیروی فکر است). یکی از اهداف مهم، پرورش تفکرانتقادی دردانش آموز است. انتظار این است که دانش آموزان پس از فارغ التحصیل شدن در زمینه های مختلف اهل نظر بوده و بتوانند مسائل را نقد و تحلیل نمایند. لازمه رسیدن به چنین هدفی شروع فعالیتها از دوران ابتدایی است تا آنها عملاً مخالفت کردن، موافقت کردن، معاشرت کردن، مباحثه کردن را تمرین کرده باشند. دانشمند ترین دانشمندان هم اگر مغز سیاسی و فهم سیاسی نداشته باشد با یک آب نبات به سوی دشمن می رود و مجذوب او می شود. استاد شریعتی هم در جمله ای زیبا فرموده اند: انقلابی شدن بیش ازهرچیز مستلزم یک انقلاب ذهنی،یک انقلاب در بینش و یک انقلاب در شیوه تفکراست.

 

آموزش تفکر انتقادی شامل ایجاد عمدی یک جو نامتعادل است تا شاگردان بتوانند فرایندهای فکری خود را تعریف و اصلاح کنند و دوباره بسازند. عامل اصلی در تفکر انتقادی توانایی طرح پرسشهای مربوط به نقد و بررسی راه حلها بدون مطرح نمودن جایگزینهاست. مهارتهای تفکرانتقادی باید از طریق تلاش در تمرین تفکر انتقادی و تحلیل از دروس مختلف رشد و توسعه یابند. برای رسیدن به این هدف، معلم باید بکوشد فضایی در کلاس ایجاد کند که در آن حس کنجکاوی طبیعی شاگردان شکوفا شود. علاقه شاگردان را پس از جلب کردن افزایش دهد، سپس باید حالت کنش متقابل میان شاگردان و استاد بر جو کلاس حاکم شود در این حالت تفکر انتقادی رشد می کند. بنظر می رسد در این زمینه مدارس ما دچار آسیب جدی هستند؛ یعنی فعالیت دانش آموزان در جهت پرورش تفکری انتقادی هدایت نمی شود. یکی دیگر از هدفهای اساسی یادگیری،استاندارد یادگیری است. یادگیری استاندارد،ب دانش، مهارت و نگرشهای اساسی براساس اهداف آموزش می باشد.

 

در شرایط فعلی بین نمره کسب شده و درصد قبولی دانش آموزان با یادگیری استاندارد آنها همخوانی وجود ندارد. چرا که اکثر سؤالات امتحانی استاندارد نیستند و تمام سطوح شناختی را نمی سنجند. بنابراین یکی دیگر از آسیب های جدی در فرایند یاددهی – یادگیری نظام ارزشیابی است. امتحان به خودی خود هدف نیست بلکه ابزار و وسیله ای برای ارزشیابی یادگیری در راستای اهداف پیش بینی شده است.در صورتی که بخش اعظم واقعیت های علمی و مندرجات کتابهای درسی زمینه و محلی برای اندیشیدن، مفهوم سازی، مهارت پروری و ... هستند و نه گفته ها و نوشته های مقدسی که همه دانش آموزان ملزم به پس دادن آنها در جلسه آزمون و ارزیابی باشند. معلمان باید به این آگاهی و مهارت برسند که هدفهای متعالی برنامه را همراه با مفاهیم مهم و اساسی کتاب و نه همه متن کتاب را، هدف آزمون و ارزیابی قرار دهند. در کنار این مطلب اندازه گیری با مقیاس 20 مورد نقد است و باید این مقیاس به حروف الف ، ب ، ج ، د و ه تغییر یابد. جمع بندی: اهداف آموزش در سه حیطه شناختی  عاطفی، روانی حرکتی تقسیم شده است .

 

در تقسیم بندی های جدید بیشتر اهداف دانستنی، مهارتی و نگرشی مطرح می گردد. در مجموع این اهداف با هدف اصلی وزارت آموزش و پرورش که همان انسان سازی است پیوند می خورد.انسان سازی در معنای عام همان تربیت است. به عبارت دیگر آموزش و پرورش فراهم کننده زمینه های لازم برای تربیت است. تربیت ابعاد مختلف انسان مانند بعدعاطفی، اجتماعی، سیاسی، اخلاقی،اعتقادی،جسمی، ذهنی رادربر می گیرد.

 

 رویکردهای فرایند یاددهی – یادگیری و آسیب شناسی آن

 

در مجموع می توان این فرایند را در دو رویکرد مورد بررسی قرار داد. 1- رویکرد نوین 2- رویکرد سنتی

رویکرد نوین: در این رویکرد معلم نقش راهنما و تسهیل کننده را بر عهده دارد و دانش آموز در فرایند تدریس با فعالیتهای خود، مهارت و توانایی های بالقوه خود را به فعالیت در می آورد. در این رویکرد دانش آموزفعال است، مسائل را کشف و حل می کند، سوال می کند و با همیاری دیگران یاد می گیرد و در نهایت فرایند محور است.

رویکرد سنتی: در این رویکرد معلم، محور و ارائه دهنده اطلاعات و دانش آموز، شنونده و حفظ کننده مطالب است در این رویکرد دانش آموز فعال نیست، لکه معلم فعال است و سعی می کند مطالب را از طریق سخنرانی یا توضیحی به نمایش بگذارد، دانش آموز به عنوان یک بانک فرض می شود که باید اطلاعات به آن سپرده شود. در این رویکرد پاسخ ها و نمره های دانش آموزمهم است، رنهایت این رویکرد نتیجه محور است.

بنابراین به نظر می رسد تبدیل رویکرد غیر فعال به فعال، نمایشی اکتشافی، بانکی به حل مساله، پاسخ محور ه سوال محور ، یادگیری فردی به یادگیری همیاری ، و ... با هدف خلاقیت دانش آموزان از ضروریات گذر از آسیب های موجود تلقی می شود.

ویژگیهای رویکرد نوین در فرایند یاددهی – یادگیری

 

1- معلم هدایت گر و تسهیل کننده جریان یادگیری است. 2- دانش آموزان در فعالیت های کلاسی فعال هستند. 3- دانش آموزان در فعالیت های کلاسی مسائل را بررسی و حل می کنند. 4- دانش آموزان فرضیه های خود را آزمایش و نتیجه گیری می کنند. 5- دانش آموزان علاوه بر پاسخ سوالات به طراحی سوال می پردازند. 6- دانش آموز با همیاری دیگران به یادگیری می پردازند. 7- دانش آموزان پژوهش می کنند و نتیجه آن را در کلاس گزارش می نمایند. 8- منبع یادگیری علاوه بر کتاب شامل مواد آموزشی دیگر نیز می باشد. 9- ملاک یادگیری استاندارد، پیشرفت می باشد. 10- رشد فرایندهای پیچیده ذهنی ( نقد و بررسی، استدلال، تجزیه و تحلیل، خلاقیت ) مفهوم سازی، خلاصه کردن، قضاوت و ... هدف است.11علاوه بر جنبه تمرینی جنبه کاوشگری دارد. 12- فرصت خود ارزیابی برای دانش آموزان فراهم می شود. 13- ارزشیابی مستمر در جریان تدریس صورت می گیرد. 14- در ارزشیابی علاوه بر دانستنیها به مهارت و نگرش ها نیز توجه می شود. 15- هر دانش آموز با خودش مقایسه می شود. 16- دانش آموزان به تولید مفاهیم می پردازند. 17- فرصت فکر کردن برایشان فراهم می شود. 18- فرصت موافقت و مخالفت موضوعات فراهم می شود. 19- مهارتهای شناختی سطوح بالا مانند مهارت مشاهده تقویت می شود. 20- زمینه برای مهارتهای اجتماعی، از طریق تبادل نظر در گروه فراهم می شود. 21- دانش آموزان با درگیرشدن در فعالیتها به آموختن علم می پردازند. 22- اجازه داده می شود دانش آموزان وسایل آموزش ساده را تهیه کنند. 23- گردش علمی در فرایند تدریس برنامه ریزی می شود. 24-  دانش آموزان براساس محتوای کتاب نحوه یادگیری را بررسی می نمایند.

ویژگیهای رویکرد سنتی در فرایند یاددهی – یادگیری

 

این ویژگیها در واقع آسیب هایی هستند که در فرایند یاددهی – یادگیری مدارس ما وجود دارند و باید به سمت ویژگیهای نوین تغییریابند.

1-معلم فعال است و مطالب را به طور کامل ارائه می دهد. 2- معلم راه حل ها و پاسخ را ارائه می دهد. 3- دانش آموزان فقط پاسخ ها را حفظ می کنند. 4- دانش آموزان به تنهایی یاد می گیرند. 5- منبع یادگیری فقط کتاب است. 6- ملاک یادگیری کسب نمره است. 7- رشد فرایندهای ساده ذهنی هدف است( شنیدن، حفظ کردن، نمره فراموشی). 8- تکالیف بدون هدف و خسته کننده است. 9- ارزشیابی از یادگیری بیشتر در محدوده دانستنیهااست. 10- دانش آموزان از فعالیتهای خود و دیگران ارزشیابی نمی کنند. 11- ملاک یادگیری درارزشیابی بیشتردر مقایسه با دیگر دانش آموزان است. 12- دانش آموزان مفهوم آموزی می کنند. 13- ارزشیابی پایانی بیشتر ملاک عمل است. 14- موضوعات آزمایشگاهی نیز به صورت تئوری و نوشتاری یادگرفته می شود.

 

منابع

1- شعبانی – حسن – مهارتهای آموزش و پرورش – انتشارات سمت 1371

2- قورچان نادرقلی – جزئیات روشهای تدریس – انتشارات دفتر همکاریهای علمی بین المللی 1379

3- شعبانی – حسن – مهارتهای آموزش و پرورش – انتشارات سمت 1371

4- رئوف علی – یاددادن برای یادگیری – انتشارات امیر کبیر 1378

5- شعبانی – حسن – مهارتهای آموزش و پرورش – انتشارات سمت 1371

6- سرکار آرانی – محمد رضا – آموزش و پرورش ژاپن – انتشارات دفتر همکاریهای علمی و بین المللی 1379

7- امیلی – حزایا – مترجم آموزش و پرورش تفکرانتقادی – انتشارات سمت 1374

8- رئوف علی – یاددادن برای یادگیری – انتشارات امیر کبیر 1378

عظیم محسنی – کارشناس ارشد تحقیقات آموزشی

ماهنامه نگاه

+ نوشته شده در  88/01/22ساعت 10:40  توسط مدیر  | 

خانواده وفرزندان

   خانواده و فرزندان           سيد محمد حسينيان آقاملكي

     مقدمه:

     خانواده جامعه كوچك اجتماعي است كه معمولأازپدرومادر،فرزند(فرزندان تشكيل) مي شود.زماني كه كودكي متولد مي شود اورابه عنوان عضوي ازاين جامعه كوچك اما پراهميت مي دانند .كودك سالهاي اوليه زندگي خود را درخانواده بسر مي برد.ودركنار پدرومادر وبرادر وخواهراست كه الگوهاي رفتاري ،ارزشها ومعيارهاي اخلاقي راكسب مي نمايد ومطابق با همين الگوها معمولأ رفتار مي كند.

          پارسا (1368-76) درباه خانواده مي نويسد: " روانشناسان پرورشكاران،جامعه شناسان همه تأكيد مي كنند كه خانواده يكي از مهمترين واساسي ترين سازمانهايي است كه به رشد كودك ياري مي دهد. درخانواده است كه كودك نخستين چشم انداز رااز جهان پيرامون خود بدست مي آورد واحساس وجود مي كند."

خانواده اولين پايه گذار شخصيت وارزشها ومعيارهاي فكري است . همين ارزشها ومعيارهاي فكري نقش مهمي درتعيين سرنوشت وسبك وخط مشي آينده فرزند داشته ،اثري عميق وپايدار درپي ريزي رفتار فردي كودك وبرانگيختن روح زندگي وآرامش رواني او دارد.

          شريعتمداري (1367-193) خانوده رايكي ازعوامل موُثردررفتار فرد مي داند.وي درادامه مي نويسد: "محيط خانوده اولين وبادوام ترين عامليست كه دررشد شخصيت افراد تأثير مي نمايد... موقعيت اجتماعي خانواده ،وضع اقتصادي آن افكاروعقايد ،آداب ورسوم ، ايده آلها وآرزوهاي والدين وسطح تربيت آنها درطرز رفتار كودكان نفوذ فراوان دارد. "

          نرمان،ل مان (ساعتچي،1368،563) نيز به اهميت خانواده تكيه مي كند و مي نويسد: "پدرومادر ،الگوهاي فرهنگي وارزشهاي جامعه خود رادرست همانطور كه بوسيله پدرومادر ،معلمين وغيره به آنها تحميل شده است دركودك خود منعكس مي كنند... كودك همراه رشد خود ،ارزشها ،آرمانها، گرايشهاي اجتماعي وطرحي از نقش خود در اشياء وامور ،ونيز رابطه بين آنها پيدا مي كند. پدرومادر ،از آن جهت دررشد شخصيت كودك اهميت دارند كه اثر خود رادردوره هاي اوليه رشد،وآنگاه كه كودك  برآنها متكي است ،ونيز شكل پذيرترين سالهاي حيات فرزند خودبراو   مي گذارند،وكودك تامدتها تحت نفوذ آنها مي باشد. "

          ارتباط ميان مادر وفرزند نه تنها از زمان تولد،بلكه حتي پيش از آن نيز،اثر بسيار مهمي دررشد رواني كودك دارد.مادرخونسرد وبي تفاوت ومادرپرمحبت ووظيفه شناس هر كدام درساخت رواني كودك تأثيرهاي متفاوتي دارند.همه اين موارد به صورت كلي به نقش پراهميت خانواده برمي گردد كه چگونگي زندگي هر فرد ،متأثراز آن مي باشد.

          از لحاظ تربيتي خانواده اي ايده آل است كه نيازهاي جسماني ورواني اعضاء خود رابرآورده نمايد،هرعضودرآن ،داراي امنيت باشد،احساس ارزشمندي وتعلق كند،مورد عشق وعلاقه ،مهرومحبت قرار گيرد.مواردزير را دراهميت خانواده مي توان  ذكر نمود :

·        خانواده جامعه كوچكي است كه ،هدفش رشد وتكامل عاطفي واجتماعي كودكان است.

·        خانواده واحدي براي رشدوبقا مي باشد.

·        خانواده مكاني است كه نيازهاي احساسي وعاطفي (همكاري استقلال،وابستگي) اعضاي خودراتأمين مي كند.

·        خانواده مكاني است كه درآن عزت نفس اعضاء رشد پيدا مي كند.

·        خانواده محل سرمايه گذاري دقيق وبهره برداري بسيار است.

·        محيط خانواده نخستين مركز يادگيري كودك است.

·        خانواده اولين وبادوام ترين عامليست كه دررشدشخصيت افراد تأثير مي نمايد.

مراحل زندگي كودك

            زندگي كودك از بدو تولد تادوره نوجواني رامي توان به چند مرحله تقسيم كرد.اين تقسيم بندي معمولأ به علت بودن  خصوصيات مخصوص درهريك از مراحل انجام مي گيرد.لذا باشناسايي ويؤگيهايي هريك ازاين مراحل مي توان رفتار مناسبي باكودك ويا نوجوان ارائـه داد.

1-مرحله تولد تا قبل ازورورد به مدرسه: از ‏آنجاكه كودك دراين مرحله قادربه اداره وكنترل خودنيست ،به مراقبت وتوجه بيشتر والدين نيازمنداست مخصوصأ دردوره نوزادي نيازهاي متعددي دارند،كه هرگز به تنهايي قادر به رفع آن    نمي باشند.هرچه كودك به سنش افزوده مي شود،ازتوانمنديهاي بيشتري برخوردار مي شودرشدزبان وكاربرد مفاهيم كلامي از حدود دوسالگي به بعد،درك هويت خوددراين مرحله از اهميت خاصي برخوردار است .بطور كلي خصوصيات دراين مرحله را،ميتوان درمواردزير مطرح نمود:

·        كودك بخصوص درسالهاي اوليه كودكي نيازمند حمايت والدين جهت رفع نيازهاي اساسي مي باشد.

·        رشدجسماني كودك،بخصوص درسالهاي اوليه سريع مي باشد.

·        كودك قادربه طبقه بندي اشياءواموربرحسب قوانين منطقي نيست.

·        كودك دراين مرحله خودمحور ميباشد .او تصورات وادراكات خودرابرتصورات وادراكات ديگران ترجيح مي دهد وعلت آن عدم توانايي كودك در قرار دادن خود درموقعيت ديگران است.

·        كودك هويت جنسي واجتماعي خويش راكسب كرده است.

2- مرحله آموزشگاهي : اين مرحله از سال اول دبستان تاآغاز نوجواني (بلوغ) رادربرمي گيرد.كودك وارد جامعه جديدي به نام مدرسه مي شود.كودك دراين مرحله از لحاظ شناختي ،شخصيتي ،عاطفي ،اجتماعي رشديافته تر مي شود.بطور كلي وخلاصه ،كودك دراين مرحله داراي خصوصيات و ويؤگيهاي زير مي باشد:

·        شخصيت كودك دراين مرحله رشد پيدا مي كند وكودك تحت نفوذ خانواده وهمسالان ،درگير مسائـلي چون رشد وجدان ومعيارهاي اخلاقي،همانند سازي نقش جنسيتي،... مي باشد.

·        محيط اجتماعي كودك دراين دوره گسترش مي يابد.كودك دراين دوره با مسايل زيادي از جمله ،استقلال وخودمختاري ،معيارهاي اخلاقي ،سازگاري بامحيط مدرسه وقانون مواجه است.

·        كودك از لحاظ شناختي توانمنديهاي زيادي راكسب مي كند(تواناييهايي همچون درك مفهوم بقاء ،وزن -حجم -شكل -تعداد،مفهوم عدد وكاركردن با اعداد، استدلال منطقي برحسب اشياء وامور محسوس وعيني ،توجه ودرك ديدگاه ديگران).

3- مرحله نوجواني:  كودك با بسياري از نگرشها ،احساسات،مهارتهاو وابستگي هاي اوايل زندگي اش وارد مرحله نوجواني مي شود. معمولأ از نوجوان انتظار مي رود كه مانند فردي مسوُل ،ازاين مرحله بگذرد وبه دنياي بزرگسالي قدم بگذارد. حال آنكه درواقع اغلب اوقات وي ،آمادگي كافي براي ورود به اين دنيا راندارد.بسياري ازجوانان ،بخشي از سالهاي اين دوره را صرف تكميل مهارتها خودآگاهي .واعتماد به نفسي    مي كنند كه درسالهاي قبل كامل نشده است.نوجوان آخرين مرحله رشد كودكان    مي باشد كه درآن والدين ومربيان مي توانند فعالانه آنان راكمك كنند تامسير زندگي خويش را بياموزند. "

          احدي ومحسني (1371،146)درباره نوجواني مي نويسد: "دوران نوجواني با تغييرات درفيزيولوؤيكي وجسم كودك آغاز مي شود،واين تغييرات به موازات يكديگر از طريق بيدار شدن مسائـل عاطفي وهيجاني ،ورشد تفكر مجرد،كليه وجود اورادگرگون مي سازد ودرنهايت بارسيدن به خودنامي وجذب شدن به درون اجتماع پايان مي پذيرد. "

بطور كلي نوجوان داراي خصوصيات زير مي باشد:

·        ازلحاظ جسماني وفيزيولوؤيكي نوجوان تغييرات زيادي مي كندوبه مرور تبديل به يك بزرگسال مي شود.

·        نوجوان دراين مرحله انتزاعي فكر مي كند،فرضيه ها رافرمولبندي وآزمايش  مي كند.

·        دراين مرحله از زندگي ،نوجوان درتلاش است تابه هويت هاي شخصي جنسيتي شغلي دست يابد.

·        نوجوان بدنبال كسب ارزشها ومباني اخلاقي به عنوان راهنمايي درزندگي ورفتار است.

·        نوجوان سعي مي كند شغلي راانتخاب كرده ،استقلال خود راكسب نمايد.

           دوره نوجواني وبلوغ همراه بامشكلاتي است ،كه والدين ومربيان جامعه بايد درحل آن به نوجوان ياري كنند.شريعتمداري (1367) ،ماسن(ياسايي 1370)وهيگاردو...(براهني وهمكاران،1368) مشكلات اين دوره رامواردي چون : ادامه تحصيل ،برخورد وانتقاد از ارزشهاي والدين ، ارضاء تمايلات جنسي ،استقلال از خانواده ،هويت يابي جنسيتي ،گم گشتگي نقش ،انتخاب شغل ،تشكيل خانواده و...مطرح مي كنند.

جنبه هاي مختلف رفتار والدين

          يكي از بحث هاي مهم درروانشناسي نحوه ارتباط وبرخورد والدين است بطوريكه دراكثر نظريه هاي رشد كودك ونوجوان ،به اهميت رفتار والدين نسبت به فرزندان توجه شده است.

·        شيوه هاي تربيتي

·        پذيرش

·        كنترل

·        توقع رفتار عاقلانه و رشد يافتگي

        نوع ارتباط والدين با همديگر و همچنين چگونگي تعامل آنها با فرزندان مي تواند در چگونگي شكل گيري شخصيت تاثير بسزايي داشته باشد . عمده مسائلي كه در خصوص ارتباط والدين و فرزندان مي توان مطرح كرد به قرار زير است:

     شيوه هاي تربيتي : روشهاي مختلفي كه براي تربيت فرزند يا فرزندان خود بكار مي گيرند. مانند :قاطعانه – مستبدانه – سهل گيرانه – بي توجهي.  اين روش هاي فرزندپروري در قسمت بعدي توضيح داده مي شود

     پذيرش: يعني خانواده تا چه اندازه فرزند خود را با ويژه گيهايي كه دارد پذيرفته است. فرزندان ما ممكن است داراي بعضي ناتواني باشند كه با انتظارات ما مغايرت باشد. راه حل اساسي ، عاقلانه و انساني آن است كه ما آنها را بدون هيچ گونه قيد و شرطي بپذيريم. انگاه با ايجاد محيطي مناسب (از لحاظ ارائه محركهاي مناسب براي رشد توانمنديها و همچنين ايجاد محيط عاطفي) كه فرد در آن احساس امنيت و شادابي نمايد. پذيرش نگرشي است درمورد كودكان كه ممكن است از راههاي مختلفي باتوجه به شخصيت والدين ،خودرانشان دهد. اگر والدين فرزندانشان را آنطور يكه هستند بپذيرندودوست داشته باشند.اين پذيرش مي تواند درتصوري كه كودك از خود پيدا مي كند تأثير داشته باشد.

        اگركودكان احساس كنند،دوست داشتني هستند،مورد پذيرش واحترام قرار مي گيرند،ازخودتصوري مثبت پيدا مي كنند ودرمورد تواناييهايشان اعتماد به نفس خواهند داشت.

          والديني كه نسبت به فرزندانشان پذيرا هستند ،احساس مي كنند از بودن دركنار فرزندشان لذت مي برند چرا كه فكر مي كنند وي خصوصيات مثبت زيادي دارد.اين والدين معمولأ اظهار محبت خود رابه صورتهاي مختلف نشان ميدهند ونسبت به آنها گرم وصميمي هستند.

           نگرشهاي والدين پذيرا را مي توان ،درگفته هاي زير مشاهده نمود: "همه چيز اوخوب است .خيلي صبور است،فهميده ومهربان است"يا دوست دارم بافرزندم باشم،چون بچه خيلي خوب است"والديني كه نسبت به فرزندشان ،درحد افراطي غيرپذيراهستند ،كودكشان راطرد مي كنند ونسبت به ايشان خصومت نشان مي دهند،معمولأ ازبودن بافرزندشان لذت نمي برد .

         نگرشهاي والدين غير پذيرا رامي توان درجملات زير مشاهده كرد: "اوخيلي شلوغ است،دركناراوبودن خسته كننده است"يا"خصوصيات اورازياد دوست ندارم .به اين ترنيب كه پيش مي رودبه هيچ چيز اهميتي نخواهد داد.اودنياي متفاوتي دارد. "

شعاري نؤاد(1373-480،479)درباره محبت والدين مي نويسد: "  بي مهري وطرد فرزندان از طرف پدرومادر به دوطريق (بي اعتنايي به وجود فرزند،سخت گيري وتعدي به كارها وفعاليتهاي او)انجام مي گيرد.هنگامي كه فرزند مورد بي اعتنايي كامل والدين قرار مي گيرد.احساس مي كند،اگرچه يكي از اعضاي خانواد است ،ولي درواقع نسبت به آنها بيگانه است وسرباري بيش نيست.والدين بوسيله تنبيه وسرزنش وايرادهاي گوناگون به فعاليتهاي كودك  بي مهري خود نسبت به او ابراز مي دارند،اينگونه رفتار باعث مي شود،كه كودك اعتماد به نفس خويش راازدست بدهد وهمواره بااضطراب وتشويش خاطر ،زندگي كند.درمورد محبت بيش از اندازه بايد گفته شود ،به عقيده اكثر روانشناسان محبت بيش از اندازه هم ، مي تواند  به اندازه بي مهري زيانبخش باشد.كودكي كه بايد درآينده داراي استقلال واعتماد به نفس باشد،ومشكلات زندگي خويش رابه تنهايي حل نمايد،بامحبت بيش از اندازه هرگز نمي تواند استقلال واعتماد به نفس پيدا نمايد. "

     كنترل: در بسياري از موارد والدين وظيفه دارند در رفتار و عملكرد فرزندان خود كنتل داشته باشند. كنترل منطقي هيچ گونه مغايرتي با دادن آزادي به فرزندان ندارد. البته هر چه كه به سن كودك اضافه مي شود (علي الخصوص در سنين نوجواني) بايد ميزان كنترل كمتر شده تا فرد به استقلال برسد. كنترل رامي توان ايجاد محدوديتها دررفتتار وگفتار ،توجه به بهداشت دقت ومراقبت از وسايل منزل ،اطاعت نمودن كوكان از والدين ونظاير آن دانست كه معمولأ بعضي ازوالدين نسبت به فرزندشان ،ظاهر مي كنند والديني كه سخت گيرهستند،سعي مي كنند از نزديك رفتار كودكان خودرا نظاره كنند،قواعد ومعيارهاي قاطعي براي رفتار كودكان دارند كه مايلند فرزندان آنها راعملي كنند.

          معمولأ قواعد ومحدوديتهايي كه والدين براي رفتار كودكان وضع  مي كنند باتوجه به سن فرزندان تنظيم مي شوددرسالهاي پيش از مدرسه ،والدين درمورد سروصدا ،پاكيزگي ،بازي باوسايل خانه،اطاعت،رفتار پرخاشگرانه ،نحوه لباس پوشيدن -ودرسالهاي مدرسه انجام رفتارهاي عاقلانه ،عملكرد خوب درمدرسه درست غذا خوردن ،تميزي ،ارتباط با همسالان قواعدي راتعيين مي كنند والديني كه در بعد كنترل ،سهل گيري باشند داراي خصوصيات زير  مي باشند:

          محدوديت وقواعد كمتري اعمال مي كنند،توقع چنداني از فرزندان ندارند،نسبت به آموزش آداب غذا خوردن پاكيزگي ،اطاعت توجهي نشان نمي دهند،ازفرزندان توقع رفتار عاقلانه ومنطقي ندارند.بطور كل اين والدين فرزندان خودرا آزاد مي گذارندتا  هر كاري كه دوست دارند ،انجام دهند.

                                                                       سهل گيري

                                                          (آزادي و خود مختاري )

   دمكراتيك                                     |‏‏                                       با فاصله

ياري كننده                                      ‏‏‏|                                              بي اعتنا

                                                   |                                            طرد كننده

                    پذير ش ----------------------- |------------------------ طرد                                                            

 (محبت، گرمي )                              |                                               (خصومت)

بيش از حد بخشنده                           |                                               متوقع متخاصم

               حامي و بخشنده                |                                        مستبدو ديكتاتور

                  افراط گر در حمايت           |                                      سخت گيری(كنترل )

نمونه اي ازانواع تربيت فرزند كه باطبقه بندي رفتار والدين مي توان آن راشرح داد.اين طبقه ندي براساس دوجنبه رفتار والدين،يعني پذيرش -طردوسخت گيري -سهل گيري است ..] ماسن وهمكاران (ياسايي 1368 - 445[(

        شعاري نؤاد(1373-475)درمورد نظارت وكنترل والدين مي نويسد: "بيشتر والدين عقيده دارندكه نوجوان بدون راهنمايي ايشان نمي تواند در سازگاريها ي خود موفق شود .ازاين رو،ازاومراقبت مي كنندواوراهمچون دوران طفوليتش تحت راهنمايي قرار مي دهند ودربرابر خطرهاي احتمالي از او حمايت مي كنند . بعضي از والدين نيز ،فرزند نوجوان خود راكاملأ آزاد به حال خود  مي گذارند تاشخصأ باشرايط واوضاع متغير مواجه شود وراههاي سازگاري راكشف كند .ولي نبايد فراموش كرد كه نوجوان نه كودك خردسال است كه به مراقبت وراهنمايي زياد نيازمند باشد،ونه آن چنان بزرگ شده است وتجربه دارد كه از هر گونه راهنمايي     بي نياز باشد،بلكه از والدينش انتظار داردكه بزرگ شدن اوراعملأ بپذيردوبه راهنمايي مستدل ومنطقي اوبپردازند تاراهنمايي والدين خود را،بد تعبير وتفسير نكند. "

         موضوع كنترل يا محدودكردن كودك براي بسياري از خانواده ها معضلي است .والدين نگران اين هستند مبادا كنترل بيش از حد باعث شود كه كودكان از آنان يا مراجع قدرت به طور كلي بترسند،آنان براي كودك اين آزادي راقائـلند كه برطبق خواستهايش ،عمل كندوگاهي هم شيطنت كند،درعين حال مي خواهند كه فرزندانشان ،مطيع آنان باشند،ازاين رو،شايد گاهي درواكنش به پرخاشگري وعدم اطاعت فرزندانشان ثبات عمل نداشته باشند وبدين ترتيب اينگونه رفتارهاي كودك تشويق مي شود.

     توقع رفتار عاقلانه و رشد يافتگي: والدين و يا افرادي كه از كودكان مراقبت مي كنند بايد متناسب بارشد آنها انتظار رفتار داشته باشند. كودكان در حال يادگيري هستند و در اين ميان احتمال خطا و رفتاري كه كه با معيارهاي ما همخواني نداشته باشد، زياد است . پس بايد متناسب با رشد فرد از او انتظار رفتاري متناسب با آن دوره سني داشت.

          همه والدين ،كم وبيش تصوري آرماني وايده آل از فرزندانشان دارند.مبني براينكه چگونه بايد باشد ،چه اطلاعاتي راكسب نمايند،چه ارزشها ومعيارهاي اخلاقي رابياموزند.والدين جهت سوق دادن فرزندانشان به سوي اهداف خويش .روشهاي مختلفي رابكار مي گيرند،ورفتارهايي درمقابل كودكانشان ارائـه مي دهند .

اولياء كودك چه خشن وچه محبت آميز ،چه منع كننده باشد وچه اوراآزاد بگذارند غالبأ مطابق الگوي فرهنگي خاص انجام مي گيرد.

         اگر اولياء يك كودك از همه اعمال فرزند جلوگيري كند وبه او محبت نداشته باشندبه احتمال بسيار كودك درون گرا مي شود ودردنياي تخيلي وساختگي خود فرو مي رود ،درآن حالت اعمالي راكه پدرومادر اجازه انجام آن را نمي دهند ،انجام     مي دهد ومحبتي راكه درزندگي واقعي ازاو دريغ كرده اند پيدا مي كند . البته اين واكنش تنها واكنشي نيست كه از طرف كودك نسبت به منع شديد وفقدان محبت نشان داده مي شود.همچنين وقتي كه اولياء كودك راآزاد مي گذارند ،يابيش از حدبه او محبت مي كنند ،احتمالأ مشوق خود نمايي اودر حضور ديگران هستند كودك بيشتر از آنچه كه هست ، برون گرا مي شود واگر براي تصميمات مهم تشويق نمودند تابه آنها مراجعه كنند ،ممكن است كودك بصورت فردي متكي به ديگران بار آيد.

بعددمكراسي- تحكم

1-تشويق بيان: والدين دربعددمكراسي فرزندان خود راتشويق مي كنند تااحساس خودرانسبت به قوانين غيرمنطقي خانواده ،درصورت لزوم مخالفت خود رابانظرات والدين ،ونظرات خويش رابيان نمايند.اما دربعدتحكم ،والدين عقايد ونظرات خود رااعمال مي كنند وفرزندان جهت بيان نظرات خود ومخالفت باافكار والدين تشويق نمي شوند.

2- مساوات طلبي :منظور از مساوات طلبي رامي توان تلاش وكوشش جهت برابر دانستن والدين وفرزندان درحد معقول ومنطقي دانست.والدين معتقد به مساوات طلبي ،سعي دارند بصورت عاقلانه ومنطقي فرزندان رابا خود برابر بدانند،درمورد نظرات خود اصرار زيادي ندارند توقع سازش هميشگي فرزندان راباخود نداشته سعي مي كنند بارفتارهاي مناسب ،احترام فرزندان رانسبت به خود برانگيزانند.اما گروه ديگري از والدين، معتقدند ،عقايد و نظرات فرزندان را نبايد اهميت داد ، فرزندان ضمن داشتن مقداري ترس از والدين ، بايد تصميمات والدين رادرهمه شرايط بپذيرندوبدون رضايت وبرخلاف خواست والدين كاري انجام نداده تقاضايي نداشته باشند.

 

3-اشتراك مساعي: دراين قسمت ،عده اي ازوالدين معتقدند درصورت علاقه نشان دادن به كارها ،سخنان واظهارنظر فرزندان به رشد صحيح آنها كمك  مي شود گروه ديگر والدين هيچگونه علاقه ا ي به اعمال وافكار فرزندان نشان نمي دهند.

4- جلوگيري از اثرات محيط خارجي : بعضي از والدين معتقدند،بايد از يادگرفتن مطالبي بيرون از منزل ،كه موجب ترديد فرزندان به عقايد والدين مي شود جلوگيري به عمل آورد .فرزندان حق ندارند نسبت به نظريان والدين شك كنند وافكار آنان رازير سوُال ببرند.

   بعد پذيرش - طرد

5- اجتناب از ارتباط بافرزند:دربعدطرد،والدين فكر مي كنند فرزندان براي جلب توجه آنهااغلب داستانسرايي مي كنند لذا فرزندان حق ندارند از طريق مسائـل  بي اهميت براي والدين مزاحمت ايجاد كنند.

6- سركوب تمايلات:بنظر بعضي از والدين از آنجا كه بعضي از بچه ها ذاتأ بدهستند .بايد ازوالدين بترسند .آنها بايد خيلي زود از وجود رئـيس خانواده آگاهي يابند.والدين بايد دربعضي مواقع به خواسته هاي فرزندان توجه نكنند.

بعد رهاسازي- استقلال

7-سخت گيري درتربيت فرزند: عده اي معتقدند والدين بايد فرزندان رابه رعايت قوانين وادار كنند .وبه خاطر جدي وكوشا شدن آنها لازم است دركارهايشان  سخت گيري كرد .ومطمئـنأ درآينده فرزندان به خاطر سختگيريهاي والدين ابراز رضايت وسپاسگزاري خواهند كرد.

8-دخالت بيش از حد : والدين وظيفه دارند،ازهمه افكار وفعاليتهاي فرزندشان آگاهي يابند وفرزندان نيز حق ندارند رازي را ازوالدين خود پنهان نمايند.

9-تشويق وتأييد فعاليتها :والدين بايد فرزندانشان راآموزش دهند،تاوقت خودشان راتلف نكنند،دراستفاده از وقت فعال باشندوآنها راتشويق كنند تاازفرصت هاي ايجاد شده نهايت استفاده رانمايند.آنها رابخاطر كوششها(حتي درصورت عدم موفقيت) تشويق نمايند.

10- پرورش وتشويق وابستگي :بهتر است فرزندان همواره دركنار والدينشان باشندتااز آنان راهنمايي بگيرند .

11- سرعت بخشيدن به پيشرفت: درصورت انجام كار صحيح بايد به نظريات فرزند احترام گذاشت وآنها را تشويق نمود.

جدول(1): روابط نادرست ومعيوب والدين وتأثير آن دررشد وتكامل شخصيت كودك.شعاري نؤاد (1373-485).

  شرايط نامطلوب

نحوه تأثير دررشد وتكامل شخصيت كودك

    طرد

منفي بافي ،رفتار خصمانه ،ناتواني درتقديم يا                                                              پذيرش محبت

حمايت افراطي توأم با اغماض

احساس ناامني وگوشه نشيني ،جستجوي دائـم خودخواهي ،پرتوقعي ،ناتواني درمقابل محروميت ، سركشي دربرابر قدرت ،احتياج فراوان به توجه وفت ،فقدان مسوُليت

  حمايت افراطي توُام با تسلط وغلبه

ناشايستگي ،فقدان توانايي ونيروي ابداع وابتكار ، تمايل به اتكاء وعدم استقلال درروابط با ديگران

   موازين برتر وشديد اخلاقي

رشد وجدان سختگير ،تمايل به سختگيري كشمكشهاي سخت رواني ،احساس گناه ،تحقير ونفرين شخصي

انضباط شديد وافراطي

احساس گناه ،انتقاد سخت از رفتار خويش واحتياج فراوان به پذيرش اجتماعي كه از احساسات خصمانه سركوفته ،ناشي شده است.

انضباط نااستوار ودوگونه

رشدناكافي ارزشهاي مناسب در((من))تمايل به ناپايداري وبي ثباتي دربرابر مشكلات ،واختلالهاي عصبي

اختلافات ومشاجرات خانوادگي 

تشويش ،فشار دروني ،ناامني ،وميل به ارزيابي جهان به عناون جاي ناامن وخطرناك

طلاق وجدايي (ازهم پاشيدگي خانواده)

ناامني ،گوشه نشيني ،فقدان مدل كافي وشايسته براي رشد مناسب ((من))وكشمكش ووفاداريها واطاعتها نسبت به موازين هريك از والدين

والدين عصباني

تمايل كودك به تقليد ودرون افكني ترسها وناامني ها ودفاعهاي عصباني پدرومادر

سستي موازين اخلاقي

درون افكني ارزشهاي غيراخلاقي وناپسند اجتماعي كه غالبأ باعث رفتار غيرقانوني وگرفتاريهاي ناشي از آن است.

كمال جويي وآرزوهاي غيرمنطقي وجاه طلبي والدين براي كودك

درون افكني آرزوهاي خام وباحقيقت نامنطبق والدين توسط كودك وشكست حتمي كه سبب محروميت وحس گناه وبي لياقتي مي شود.

رقابت هاي ميان خواهران وبرادران

احساسات خصمانه مستقيم وغيرمستقيم ،ناامني،نبودن اعتماد به نفس وتوسل به مكانيزم دفاعي بازگشت

 انواع والدين

          باتوجه به مطالب ارائـه شده درقسمت رفتارهاي والدين ،بطور كلي مي توان سه الگو از والدين(والدين قاطع واطمينان بخش ،والدين مستبد،والدين سهل گير) را برشمرد .لازم به توضيح است بعضي از والدين دربرخورد بافرزندان خود ،رفتارهاي متفاوتي راانجام مي دهند،لذا اين گروه رانمي توان به درستي دريكي از الگوها قرار داد.

1- والدين قاطع واطمينان بخش: والدين اين الگو ،معمولأ بافرزندشان بامحبت هستندوباآنها رابطه گرم وصميمي برقرار مي كنند.اين والدين ضمن كنترل منطقي فرزندشان ،از آنان توقعي رفتار عاقلانه ومنطقي دارند.

        هرچند كه به استقلال وتصميمات فرزندان خوداحترام مي گذارند وبطور كلي درمواضع خود محكم مي ايستند ودلايل قاطعانه ا ي درمورد راهنماييهاي خود ارائـه مي دهند... والدين دمكرات وقاطع ،هم براي رفتار خودمختارانه وهم براي رفتار منضبط اعتبار قايلند.آنان روابط كلامي راتشويق مي كنند ووقتي كه از اقتدار خود به عنوان والدين استفاده مي كنند وكودك رااز چيزي منع مي كنند يا از او انتظاري دارند.برايش دليل مي آورند. "

          والدين اين گروه ارتباط روشني باكودك خود دارند،وبراي جلب موافقت كودك دليلي منطقي وعاقلانه مي آورند.احساس وعقيده كودك را درامور مختلف جويا مي شوند .آنها نسبت به كارهاي كودك عكس العمل نشان مي دهند وبه تشويق كارهاي كودك مي پردازند.اين گروه از والدين بعداز برقراري رابطه گرم وبامحبت از فرزندشان توقع رفتاري عا قلانه دارند.

          بطور كلي مي توان خصوصيات خانواده ،با والدين قاطع واطمينان بخش را به صورت زير برشمرد:

ü     همه افراد قابل احترام هستند.

ü     تمام افراد ،حق اظهار نظر درتصميمات زندگي رادارند.

ü     روش عقلاني دركليه شئـون زندگي نفوذ دارد.

ü     والدين براي دستورات ،راهنماييها ونظرات خود دلايل منطقي و قانع كننده اي ارائـه مي دهند.

ü     والدين ضمن محبت به فرزندان ،با آنها گرم وصميمي هستند.

ü     والدين به تصميمات ونظرات فرزندان احترام مي گذارند.

ü     بين افرادخانواده همكاري وصميميت وجود دارد.

          فرزنداني كه والدين دمكرات وقاطع اطمينان بخش دارند به احتمال زياد داراي اعتماد به نفس ،عزت نفس زيادومستقل بااحساس مسئـوليت هستند. شعاري نؤاد (1373)، شريعتمداري(1267)،عظيمي (1370)معتقدند،اين نوجوانان چون مورد مهر ومحبت قرارگرفتندوبه اندازه كافي ازآزادي برخوردار بودند نسبت به والدين ديد مثبت ومنصفانه أي دارند،درزندگي آينده مسوُليت رابراحتي برعهده مي گيرند واز انجام آن سربلند بيرون مي آيند.

          معين بودن راهها وهدفهاي زندگي دراين گروه از خانواده هاي (باوالدين دمكرات وقاطع اطمينان بخش ) باعث روشن شدن زندگي آينده آنها خواهد شد.ازآنجا كه والدين آنها راتشويق به اظهار نظر درمورد مسائـل مختلف زندگي نموده اند وبه نظرات وعقايد آنها، احترام قائـل بودند ،درآينده براحتي عقيده ونظرخود رااظهار مي كنند ومهارتهاي خويش راآشكار مي سازند،درارتباط باهمسالان رضايت دارند وبراي ديگران احترام قائـلند.

          لورااي برك(1994-443) ضمن بيان ارتباط بين شيوه هاي تربيت فرزند وعزت نفس كودكان مي نويسد: " كودكاني كه داراي والدين صميمي وپاسخده هستند وانتظارات معقول كودكان خودراپاسخ مي دهند ،احساس خوبي نسبت به رفتارشان دارندوانساني صالح وارزشمند خواهند شد. "

2-والدين مستبد وديكتاتور: دراين الگو ،والدين براعمال قدرت وانضباط اجباري تأكيدمي كنند. اين والدين بافرزندان خودكمتر گرم وبا محبت هستند.كودكان خودرابسياركنترل مي كنند واز قدرتشان استفاده مي نمايند.آنان فرزندان خودراتشويق به مخالفت به قواعد وتصميمات خود نمي كنند وكمتر باآنان گرم ومهربان هستند.

           شريعتمداري (1367،26) درباره خانواده ديكتاتور(مستبد) مي گويد:

" دراين خانواده يك نفر حاكم براعمال ورفتار ديگران است .اين فردغالبأ پدراست .. درچنين خانواده ا ي فقط ديكتاتور تصميم مي گيرد ،هدف تعيين مي كند ، راه نشان مي دهد ، وظيفه افراد رامشخص مي سازد،امورزندگي راترتيب مي دهد وهمه بايد مطابق دلخواه وميل او رفتار كنند.اوفقط حق اظهار نظردارد ودستور او بدون چون وچرا بايد ازطرف ديگران به معرض اجرا درآيد ، برنامه افراد را ، ديكتاتور معين  مي كند ودركوچكترين عملي كه ديگران انجام مي دهند ، دخالت مي نمايد. تنها ديكتاتور از استقلال برخوردار است . ارزش كار ديگران بوسيله ديكتاتور تعيين شود. آنچه را كه خوب دانست خوب است وآنچه به نظر او بد جلوه كرد ،بد تلقي مي شود ديكتاتور دركارهاي خصوصي اعضاءخانواده دخالت مي كند وكار وتحصيل ، وقت گردش واستراحت افرادرا معين مي سازد. "

          والدين مستبد از دستوراتي كه مي دهند دليلي نمي آورند. به نظرآنها فرزندان بايد از والدين اطاعت بي چون وچرا داشته باشند .ماسن و...(ياسايي 1368-552) دراين باره مي گويند: " بعضي از والدين ،از سر خشم چنين روشي را درپيش مي گيرند وبعضي ديگر نمي خواهند ،دردسر توضيح دادن وبحث وگفتگورا تقبل كنند وبعضي ديگر دليل اين كار را ،ياددادن نوجوان براي احترام به مراجع قدرت مي پندارند. "

               اهم خصوصيات والدين مستبد وديكتاتور:

ü     براي دستوراتي كه مي دهند دليلي نمي آورند .

ü     فرزندان بايد اطاعت بي چون وچرا از والدين داشته باشند.

ü     براي عقايد ونظرات فرزندان ارزش قائـل نيستند.

ü     معمولأ يك نفر(پدريامادر) حاكم براعمال ورفتار ديگران است.

ü     بافرزندان خود گرم وصميمي نيستند .

          فرزنداني كه والدين مستبد وديكتاتور داشته اند ،كمتر متكي به خود هستند ،واز اعتماد به نفس پاييني برخوردارند.آنها نمي توانند به تنهايي كارهايشان راانجام دهند، يااز خود عقيده اي داشته باشند .

           شايد به اين دليل است كه هيچ گونه فرصتي جهت اظهار نظر ،وانجام كار مستقل از طرف والدين به آنها داده نشد اين نوجوانان اععتماد به نفس كمتر واستقلال وخلاقيت كمتري دارند ،ذهن كنجكاوي ندارند ،از لحاظ رشد اخلاقي كمر رشد يافته اند .ودربرخورد با مشكلات روزمره عملي ،تحصيلي وذهني انعطاف پذيري كمتري دارند .معمو‏لأ والدين خودرا نامهربان وسهل انگار مي دانند ومعتقدأ كه انتظارات وتقاضاهايشان غيرمنطقي ونادرست است .

           شريعتمداري(1367-219) درمورد خصوصيات فرزندان باوالدين مستبد وديكتاتور چنين اظهار نظر مي كند : " بچه هايي كه درمحيط ديكتاتوري پرورش مي يابند درظاهر حالت تسليم واطاعت از خود نشان مي دهند ،ولي درواقع دچار هيجان واضطراب هستند . اين بچه ها اغلب درمقابل ديگران حالت خصومت ودشمني به خود مي گيرند، به بچه هاي هم سن يا كوچكتر از خود آزار مي رسانند ومعمولأ چون افكار وعقايد خاصي را بدون چون وچرا پذيرفتند،افرادي متعصب بار مي آيند ،از به سربردن باديگران عاجز هستند ،درزمينه عاطفي واجتماعي رشد كافي ندارند، دركار گروهي نمي توانند شركت كنند ،اغلب متزلزل وضعيف النفس هستند ،از قبول مسوُليت خودداري مي كنند ،نسبت به بزرگسالان به طور كلي بدبين مي باشند درمراحل مختلف زندگي ،از ضعف وبي لياقتي خود رنج مي برند وغالبأدركار تحصيل نيز موفق نمي شوند. "

3- والدين سهل گير : ماسن و... (ياسايي1368-449) درباره اين والدين  مي نويسد: " فرزندان خودرا كنترل نمي كنند ،از آنان توقعي ندارند ،درامور خانه نظم وترتيبي ندارند ودرتنبيه ويا پاداش دادن به فرزندان خود چندان جدي نيستند.ازفرزندان خود انتظار رفتار عاقلانه ندارند وبه آنان آموزش استقلال ومتكي به خود بودن را نمي دهند . "

          والدين سهل گير به حد افراط مساوات طلبند واجازه مي دهند فرزندشان هركاري كه مي خواهد ،انجام دهد.والدين سهل گيرفرزندان خودرابه حال خودرها مي گذارند بدون آنكه سرمشقي از يك بزرگسال مسوُل رابراي آنها نشان دهند .

          باتوجه به آزادي زيادي كه دراين خانواده وجود دارد ،هر كسي به ميل خود رفتار مي كند،درنتيجه نوعي هرج ومرج وبي  نظمي درمحيط خانه حكمفرماست.

خصوصيات خانواده اي كه والدين سهل گيردارند ،مي توان بصورت زير برشمرد:

ü     آزادي مطلق حكمفرماست.

ü     والدين از فرزندان توقع رفتار عاقلانه ندارند.

ü     والدين درنظم وترتيب ،تنبيه وپاداش چندان جدي نيستند.

ü     نوعي هرج ومرج وتزلزل درخانواده حكمفرماست.

فرزندان هيچ آموزشي درمورد استقلال ومتكي به خود بودن نمي بينند.

          فرزنداني كه والدين سهل گيردارند،از نظم وانضباط هيچ بهره اي   نبرده اند ،افرادي خودكامه وخود رأي هستند ودرارتباط باديگران مشكل دارند چراكه به ميل وخواسته ديگران توجهي نداشته ،تنها مسأله مورد توجه وعلاقه آنها اميال وخواسته هاي آنان مي باشد،از قبول مسوُليت عاجزند ودرزندگي اجتماعي وزندگي باديگران مشكل دارندواغلب درزندگي با شكست روبرو  مي شوند.

          شريعتمداري (1367) فرزندان اين والدين را مردمي بي بند وبار ،لاابالي سهل انگار،خودخواه وبي هدف مي داند ومعتقد است كه هيچ ميزاني حاكم براعمال وافكار آنها نيست.                         

  سالاري درخانه

         يكي از بحث هايي راكه مورد توجه اكثر خانواده ها قرار گرفته است،سالاري درخانواده است.وسوُالي راكه توجه آنهاراجلب نموده آن است كه آيا توجه به نيازهاي فرزند ودرخدمت قراردادن تمام امكانات براي رشد وپيشرفت كودك فرزند سالاري است؟ وآيا اين مسأله مي تواند براي خانواده ها ورشد كودك مشكل ايجاد نمايد؟

          امروز هرخانواده روابط خود رابراساس الگوها وارزشهايي كه ممكن است هركدام رااز يك منشاء اخذ كرده باشد،مي سازد.به همين دليل يك اختلاف اساسي وريشه ا ي بين دونسل ،يعني والدين امروزي (جوان ديروزي )وجوان پيداشده است به اين  معنا كه حركتهاي نسل امروزي براي نسل ديروز نامفهوم است وآنها رادچار مسأله مي كند. الدين امروزي ،آنموقع كه فرزند بودند ،خود راملزم به رعايت خيلي از قوانين واجازه گرفتن از والدين مي كردند،تااگر امكان داشته باشد ،مثلأ به يك ميهماني ويا سينما بروند.اكنون كه پدرشدند ،باز هم بايد كارهايي نظير خريد خانه را انجام دهند واگر امكاني هست ،براي بچه ها هست .الآن دردوره ا ي واقع شده ايم كه قبل از آن پدرسالاري بود واكنون همه چيز براي فرزند است،امروزه همه توجهات خانواده براي تحصيل ،اتاق مستقل وآرزوهاي فرزند است وطبعأ وقتي همه امكانات دراختيار قرار گيرد ،نتيجه ا ش هم به قولي لوس شدن بچه است.

        صادق مهدوي(1372،306) درمورد عوامل مهم اقتدار مردها وپدرسالاري به دو عامل مهم دراين دراين زمينه اشاره مي كند: "عامل اول قدرت اقتصادي وعامل دوم تجر به مردها بود كه باعث سالاري آنها درخانه شده است .كسي درخانه آخرين حرف را مي زند كه درحقيقت دراثر مرور زمان يك دنيا تجربه باخود داشت،واين تجربه مند بودن او ،برتري اش رادرخيلي از زمينه ها نشان مي داد.  از آنجاكه نسل گذشته درگذشته سير مي كند ،افتخارات اينها گذشتگانشانند.ولي نسل جديد آينده نگرند ومي خواهند افتخارات رادرفرزندانشان ببينند كه درنتيجه فرزند محور توجهات خانواده قرار مي گيرد وبقيه افراد خانواده مجبورند،خودشان رابافرزند تنظيم كنند ،انسان تلاش مي كند هرچيزي كه هست ،حول محور بچه ها بچرخدوتمام امكانات ،برنامه ريزيها واوقات فراغت براي آنها وبراساس خواسته بچه ها تنظيم شود. "

          باتوجه به مطالب ارائـه شده درسطور بالا ،وعوامل ايجادسالاري درخانه بايد به يك نكته اساسي درفضاي موجود خانواده اشاره كرد.وآن اينكه اگر والدين ،درتربيت فرزندان خود،روش متعادل غير مستبدانه اي داشته باشند ويك روش آزاد منشانه اي اجرا نمايند،مطمئـنأ،نه سالاري درخانواده مطرح مي شود ،نه اينكه دونسل درمقابل يكديگر قرارمي گيرند ونه كود كي لوس مي شود .

          زائـر(1372،306) درمورد ارتباط والدين با فرزندان ونقدسالاري درخانواده اشاره مي كند: " حقوق مساوي داشتن سالاري نيست .يعني اگر مردوزني باهمديگر حقوق مساوي دارند وسعي مي كنند احترام متقابل همديگر راداشته باشندوهركسي درخانواده حق خود رامحفوظ بدارد،ديگر مسأله سالاري مفهومي ندارد.اگر قبلأ  حق بچه ها ضايع شده بود والآن به آنها بها   مي دهيم تاحقوق مساوي باما داشته باشند،اين سالاري نيست. "

روشهاي تربيت كودك

          دربحث از انواع والدين ،به مواردي اشاره شد كه به نوعي روشهاي تربيت كودك رادربرمي گيرد.بطور مثال وقتي از والدين دمكرات وقاطع اطمينان بخش صحبت شد،خصوصيات وچگونگي رفتار والدين بگونه ا ي است كه مي تواند نوعي الگو براي تربيت فرزند باشد.

          دراين قسمت بطور خلاصه به معرفي 4 روش از روشهاي تربيت كودك كه شفيع آبادي (1371) بصورت مدون ارائـه نموده مي پردازيم اين روشها عبارتند از :

1-روش آزادي محدود

2-روش پذيرش وتفاهم

3-روش عواقب منطقي   

4-روش رفتار گرايي

1-روش آزادي محدود: اين روش كه مبتكر آن گينات  مي باشد ،هدف آن آگاهي فرد از احساسات خويش دربرابر اعضاي خانواده است.دراين روش تربيت كودك اصولي وجوددارد ده اصل روش آزادي محدود عباتند از:

1- پيام ارسال شده بايد حاكي از احترام وتوجه به كودك باشد،بدين معني كه درآن صداقت واحترام متقابل رعايت گردد.

2-پيامي كه والدين براي كودكان مي فرستند،بايد نحوه انجام كار رادقيقأ مشخص كند وابهامي درآن موجود نباشد.اين پيام حاكي از عمل وفعاليت باشد،مثلأ "حسن تلويزيون رانگاه نكن وبجايش راديو گوش بده "

3-والدين بايد فعاليت وعمل كودك رامورد تشويق ويانكوهش قرار دهند وبه خصيصه شخصيتي اودر اين مورد توجهي ننمايند .مثلأ بگويند "حسن ،تواتومبيل راچقدر تميز شسته اي "ونگويند :"حسن توپسرخوبي هستي ."

4-والدين درصورت احساس نگراني از جانب كودكان بايد فورا وبدون احساس گناه موضوع راباكودكان درميان بگذارند،وبه بحث وبررسي آن بپردازند.

5-مسوُليت ،يادگرفتني وعامل دروني است وبه مرور زمان آموخته مي شود.طرز تلقي ورفتار والدين با كودك ،درمسوُل ببار آوردن كودك نقش بسزايي رابرعهده دارد.

6-درداخل خانواده بايد بين افراد خانواده رابطه ا ي حسنه وآزاد موجود باشد وتمام افراد خانواده بتوانند آزادانه عقايد خود راباديگران درميان بگذارند .البته برخي مسائـل خصوصي بين پدرومادر وجوددارد كه اطلاع ازآنها براي كودك ضرورتي ندارد ونبايد باكودك مطرح شود.

7- از كاربرد كلمه "ا گر"خودداري شود. "ا گر" حاكي از وجود شك وترديد درتوانايي كودك است.دررفتار خود باكودكان نبايدمشروط بود،بلكه بايد بطور قاطع ،مسائـل ضروري باكودك مطرح شوند.

8- منابع ايجاد نگراني دركودك بيشمارند.بايد علل نگراني كودكان كشف شود وبراي رفع آنها اقدامات مقتضي بعمل آيد.

9- درآموزش مسايل جنسي ،بايد كودكان راباواقعيت مواجه كرد ومسائـل رابطور جدي مطرح نمود.حتي قبل از تولد كودك دوم ،بايد كودك اول راآماده پذيرش آن كرد.مثلأ به كودك گفته شود كه "بزودي خواهر يا برادري درخانواده متولد خواهد شد ،وهمانطوريكه تورادوست داريم ،او رانيز دوست خواهيم داشت".

10-حسادت كودك درداخل خانواده بايد بطور مناسبي مورد بررسي قرار گيرد ، وگرنه رفتارهاي نامناسبي نظير خيس كردن رختخواب ، راه رفتن درخواب وتمارض راموجب خواهد شد.

          شفيع آبادي (1371،32) درمورد كودك تربيت شده باروش آزادي محدود معتقد است: "اين فرد معمولأ فردي اجتماعي است،احساساتش رابخوبي بيان مي كند ، اعتماد به نفس دارد،به گروه وكارهاي گروهي علاقه مند است وقبول مسوُليت مي نمايد. "

2- روش پذيرش وتفاهم :اين روش تربيت كودك كه بوسيله گوردون تهيه شده است. ايجاد رابطه وتفاهم بين والدين وفرزندان مهمترين قسمت درنظريه   مي باشد.دراين روش ،والدين بايد احساسات كودك رادرك نموده اوراتشويق به بيان عواطف واحساساتشان نمايند.والدين خودنيز دربيان احساسات وافكار خود آشكارا صحبت كنند.

          والدين رامي توان از جهاتي به سه گروه ،برنده (كه مي خواهند به هر نحوي ولو بازور واجبار دررابطه وتلاش بين خود وكودكان ،برنده شوند)، بازنده (كه معمولأ درصورت وجود تضاد بين كودكان و والدين ،كودكان برنده ووالدين بازنده هستند)،گروه مردد(زماني كودك رامحدود وزماني آزاد مي گذارند وروش خاصي ندارند.اين گروه والدين ،زماني بازنده وزماني برنده هستند ).

          گوردون معتقداست كه دررفتار با كودك ،بايد طوري عمل شود كه درآن كسي بازنده نشود.

والدين نسبت به كودكان درلحظاتي ،احساسات دوگانه ا ي دارند.معمولأ ممكن نيست كه والدين تمام رفتار فرزندان خودرا دوست بدارند .والدين گاهي رفتار كودكشان رادوست دارندوگاهي رفتارش را دوست ندارند.مجموعه رفتارها وگفتارهاي كودكان از ديدگاه والدين رادردوقسمت به شرح زير مشخص كرد.

          والدين پذيرا آن گروه از والدين راشامل مي شود كه حدود ودامنه رفتار قابل پذيرش آنها بيشتر از منطقه رفتار غيرقابل پذيرش است.

درارتباط باكودك ،گوش دادن فعال از اهميت خاصي برخوردار است.والدين بايد فرا گيرند كه به گفتار كودكشان فعالانه گوش دهند  پيامهاي ارسالي بايد ،حاكي از صداقت ومحبت به يكديگر باشد.مذمت كردن كودكان بخاطر اشتباهشان، كارپسنديده اي نيست.دررابطه باكودك توصيه مي شود كه ازپيام "من "به جاي "تو" استفاده شود.والدين بايد اعتماد كودك راجلب نمايند ،وبه طريقي باكودك رفتاركنند كه درآن كسي بازنده نشود ،درروش پذيرش وتفاهم به توانايي فكري وتصميم گيري كودك ،بيش از حد اعتماد مي شودوبه آنها آزادي زيادي اعطا مي گردد. "

         درروش پذيرش وتفاهم(روش گوردون ) براي حل مشكل ،توجه به شش مرحله زير ضروري است:

1- شناسايي وتعريف مشكل

2- تعيين راه حلهاي احتمالي

3-تجزيه وتحليل راه حلهاي احتمالي

4-انتخاب مناسب ترين راه حل

5-اجراي راه حل انتخاب شده

6-پي گيري وارزشيابي راه حل اجراشده.

كودكاني كه باروش گوردون تربيت  مي شوند،افرادي آزادمنش وعلاقه مند به بحثهاي گروهي ومسائــل اجتماعي خواهند بود.اين گروه افرادي متكي به خود مي باشند وسعي دارند بوسيله عوامل دروني خود راكنترل كنند.

3-روش عواقب منطقي :اين روش تربيت كودك كه توسط درايكورز تهيه شده به روان شناسي فردي آد لر نزديك مي باشد. كودك به محبت وپذيرش وتأييد والد ين نياز دارد، و ارضاي اين نيازها درتكوين شخصيت اوموُثر مي باشد.والدين بايد نشان دهند كه به كودك علاقه مندند وبه او محبت دارند.كودك نيز نيازهاي اساسي داردكه اگر بطور مقبول واجتماع پسنديده ا ي ارضاءنگردد،به ايجاد خواسته ها ورفتارهاي نامناسب (مانند،جلب توجه تلاش براي كسب قدرت ،انتقامجويي ،بهانه جويي و...)دركودك خواهند انجاميد.هركودك فرديت مخصوص به خودداردومقايسه كودكان بايكديگر وايجاد رقابت ها ي نامعقول بين آنان صحيح بنظر نمي رسد ،به توانايي هاي كودك براي انجام كاربايد اطمينان واعتماد داشت ،وبه پرورش اعتماد به نفس كودك اقدام كرد ،از آنجا كه كودك معني كلامي وغيركلامي رابخوبي تشخيص مي دهد. والدين بايد از هرگونه تظاهر خودداري كنند وسعي نمايند درمقابل كودك رفتار واقعي خودرانشان دهند چون تشويق درفرم گيري رفتار جديد كودك بسيار موثر است ،هميشه مي توان رفتار مثبتي رادركودك جستجو وپيدا كرد واز آن به عنوان عامل مشوق وتقويت كننده رفتارهاي مورد نظر استفاده نمود.

براي كاركردن باكودك بايدمواردزيرموردتوجه قرار گيرند:

1-تأكيد برخودكار،نه نتيجه آن

2-كاربرد تشويق

3-خودداري از پاداش دادن

4-كناره گيري از موضوع وموقعيت درمواردي خاص وبي اهميت

5-عدم تأسف براي كودك

6-احتراز ،از حمايت بيش از حد

7-تشكيل انجمن خانواده براي بحث درباره مسائــل مختلف

          شفيع آبادي (1371)كودكان تربيت شده بوسيله روش عواقب منطقي راكودكاني مي داند كه داراي خصوصياتي نظير:احترام به قوانين-قبول مسوُليت،خودرهبري وكنترل رفتار وعلاقه مندي به گروه واجتماع مي باشند.

4-روش رفتار گرايي :اين روش تربيت كودك توسط "بكر"تهيه شده است كه مبتني براستفاده از آخرين اطلاعات مربوط به تغيير رفتار مي باشد. به نظر بكر براي تغيير رفتار شرايطي لازم است كه اهم آنها به شرح زير قابل ذكرند:

شرط اول : مشخص ساختن دستورات وعلائــم

شرط دوم: ناديده انگاشتن رفتارهاي مزاحم

شرط سوم: تشويق رفتاهاي مناسب

براي بهبود وتوسعه رفتار مناسب توجه به قوانين زير ضرورت دارد:

قانون اول : پاسخها ورفتارهاي مناسب كودك بايد با تقويت كننده ها توأم گردند تاادامه يابند.

قانون دوم: پاسخها ورفتارهاي نامناسب بايد باتنبيه كننده ها توأم شوند تااز تكرار آنها جلوگيري بعمل آيد.

قانون سوم: تقويت نكردن رفتار درزمان معين نقش تنبيه كننده راايفاءمي نمايد ودرنتيجه رفتار وياپاسخي رااز بين مي برد.زمان ولحظه تقويت درتغيير رفتار تأثير بسزايي دارد.

 "والدين دراين مورد بايداصول زير رارعايت كنند:

1-تقويت بايدبلافاصله بعداز رفتار انجام گيرد.

2-درمراحل اوليه يادگيري رفتار هرنوع پاسخ مطلوب تقويت گردد

3- پيشرفت كودك درانجام كار بايد تقويت گردد. "

          بنظر بكر انتقاد از رفتار كودكان دراكثر موارد باعث بدآموزي و بدرفتاري مي شود والدين بجاي انتقاد مي توانند رفتارهاي مناسب راتقويت نمايند.درصورت استفاده از انتقاد بايد رابطه عاطفي برقرار،قبلأ يكي از رفتارهاي مناسب راتشويق كنند... درمورد تنبيه واستفاده از آن درارتباط بافرزندان اكثر روان شناسان معتقدند حتي الامكان بايد از اجراي آن جلوگيري به عمل آيد.

          درصورت استفاده از آن درمواردي خاص ، رعايت مواردي همچون عدم استفاده از تنبيه بدني ، همراهي باحالت عاطفي مثبت،آگاهانيدن قبلي به كودك درمورد وقوع تنبيه بخاطر انجام كار ويارفتاري ،ضروري مي باشد.

          به نظر بكر ،درتربيت كودك بايد از قانون استفاده كرد. قانون معمولأ زندگي كودكان درخانواده نظام مي دهد وآنان رابراي قبول مسوُليت آماده مي سازد. براي آنكه قانون براي كودكان قابل اجراباشد .بايد موارد زير رادرتدوين آن رعايت كرد:

1-قوانين بايد حتي الامكان بطور خلاصه وساده بيان شوند ،بطوريكه بخاطر سپردن آنها براي كودك آسان باشد.مثلأ بايد گفت "كارقبل از تماشاي تلويزيون"

2-قوانين بايد طوري بيان شوند كه تقويت آنها ممكن باشد ودرعين حال تمام جنبه هاي  رفتار را مشخص نمايد.مثلأ بايد گفت : "موهايت راشانه كن نلباس بپوش وسپس به مدرسه برو"

3-والدين بايد مطمئــن شوند كه كودك قابليت يادگيري ونيز توانايي اجراي قانون تعيين شده رادارد. "

روشهاي برقراري انضباط در خانواده از طرف والدين:

1.      ابراز قدرت: والدين براي ايجاد نظم و انظباط در منزل از قدرت خود استفاده مي كنند. كه گرايش اخلاقي بر اساس معيارهاي بيرئني پرورش مي يابد. و  معيارهاي اخلاقي را دروني نمي كند

2.      كناره گيري عاطفي: همانند ابراز قدرت حالت تنبيهي شديدي دارد. تهديد به رها كردن و جدايي از نظر هيجاني براي فرد علي الخصوص كودك مشكل ايجاد  مي كند.

3.      استدلال كردن: تلقيق كردن و يا استدلال كردن از طريق توضيح دادن پيامدهاي زيانبخش رفتار و توجه به افتخارات كودك و نوجوان و اهميتيش براي ديگران مي تواند معيارهاي دروني براي كنترل رفتار ايجاد كند.

    به اعتقاد ما اكثر خانواده ها از انواع شيوه هاي  ارائه شده  استفاده مي كنند . اما به توجه به رشد فرزند علي الخصوص در دوره نوجواني شيوه استدلال كردن نتايجي بهتري به بار مي آورد .

 

 

منابع

1.      اتكينسون و هيگارد . زمينه روانشناسي (براهني و همكاران ، مترجمان )تهران - انتشارات رشد

2.      احدي ، حسن و محسني نيكچهر(1371). روانشناسي رشد ، تهران - چاپ و نشر بنياد

3.      بر لانير و گيج ( 1374). روانشناسي تربيتي (خوي نؤاد و همكاران ، مترجمان ) نشر پاژنگ

4.      پارسا ، محمد . روانشناسي رشد كودك و نوجوان ، تهران - انتشارات بعثت

5.      شريعتمداري ،علي (1367).روانشناسي تربيتي ،تهران -انتشارات اميركبير

6.      شعاري نؤاد ،علي اكبر(1373).روانشناسي رشد،تهران-انتشارات اطلاعات

7.      -شفيع آبادي ،عبدا... (1371).فنون تربيت كودك ،تهران-انتشارات چهر

8.      مان،نرمان ل(محمودساعتچي1368).اصول روانشناسي ،تهران -انتشارات اميركبير

+ نوشته شده در  88/01/22ساعت 10:33  توسط مدیر  | 

مقاله های آموزشی

بازی کردن یک فعالیت جسمی و ذهنی می‏باشد که انسان را از دیگر افکار جدا کرده و میل رقابت و پیروزی را در او زنده می‏نماید و به انسان هیجان و شادی می‏بخشد. هر گونه فعالیتی که به لذت، سرگرمی و تفریح بیانجامد، بازی نام دارد. بازی نوعی آماده‏سازی برای ‏پذیری کودک در بزرگسالی بوده و از طریق بازی با اشیا تجربه کسب می‏کند.

معنی بازی برای کودک اعمالی است شادی‏آفرین. او تا حد خستگی بازی می‏کند و چنانچه قادر به ساختن چیزی نباشد عصبانی شده و گریه می‏کند. در این مواقع باید او را آرام کرد و موقعیتش را درک نمود. کودک در حین بازی از تواناییهای خود کمک می‏گیرد. او در حین بازی با محیط پیرامون خود آشنا شده و شناخت جدیدی از این محیط به دست می‏آورد. کودک در این سنین قادر به درک ادراکات خود از طریق فکر کردن و نگاه کردن نمی‏باشد. باید شخصا عمل کند و در حین بازی قابلیتهای بدنی و روانی خود را تکامل بخشد.

بازی و یادگیری در مقابل یکدیگر نیستند بلکه برعکس، در کنار هم بوده و می‏توان از طریق بازی، یادگیری نمود. به گونه‏ای که هر تغییر رفتاری که در اثر تجربه به دست آید، خود یک یادگیری است. بهترین روش یادگیری، روشی است که کودک با شادی و علاقه یادگیری نماید. یادگیری نباید خسته‏کننده و مشکل باشد و فشار زیادی به لحاظ جسمی و روانی به کودک وارد آورد. رفتار خلاقانه صرفا در محیطهای آرام امکان‏پذیر می‏باشد. کودک یادگیری منظم را در دبستان فرا می‏گیرد. کودکانی که در سنین پایین مجبور به مراقبت از خود و کسب درآمد می‏باشند به علت آنکه اوقات بسیار کمی برای بازی داشته‏اند، تجربیات محدودی را کسب خواهند نمود. نقش والدین به عنوان همبازی و مربی در زندگی کودک بسیار حایز اهمیت است. در گذشته که خانواده حالت گسترده داشت کودکان امکانات بیشتری برای به دست آوردن ادراکات جدید داشتند. محل کسب و کار پدر معمولاً در مجاورت منزل بود و رابطه کودک با طبیعت پابرجا می‏ماند. اما امروزه اکثر کودکان در آپارتمانها زندگی می‏کنند. بنابراین محتاج دریافت محرکهایی مثل بازیهای فکری از جانب والدین خود می‏باشند.

والدین لازم است کودکان خود را هدایت و راهنمایی کنند اما قانون‏گذار زمان بازی، نوع بازی، نوع اسباب‏بازی و ... برای بازیهای آنان نباشند. از طرف دیگر باید توجه داشت کودک نباید غرق اسباب‏بازی شود. به طور کلی والدین باید محرکهای لازم برای یک بازی تخیلی را به کودک داده و شرایط مناسب را برای تکامل در اختیار او بگذارند.

یک کودک از دوران شیرخواری ورزش می‏کند. با لگد زدن، لول خوردن، کش و واکش رفتن و بالاخره گریه کردن عضلات خود را تقویت می‏کند. در این دوران باید با پوشانیدن لباس راحت و گشاد این موقعیت را برای او بهتر فراهم ساخت. در سن مناسب باید به دست کودک اسباب‏بازی داد تا دستهایش را به کار اندازد و زمانی که قادر شد بخزد یا راه برود، نباید او را در قنداق پیچید. برای کودکانی که راه افتاده‏اند، چه در داخل اتاق و چه در فضای آزاد، باید محل مناسبی را فراهم آورد تا او بتواند بدود و جست و خیز نماید و یا وسایل و اسباب‏بازی‏های خود را بکشد و هل بدهد. آفتاب و هوای آزاد برای حفظ نیرو و سلامتی کودک ضروری است. باید به کودکمان اجازه دهیم تا با لباس مناسب در هوای آزاد فعالیت و ورزش کند. تمایل به بازی کردن در سرشت بچه‏ها وجود دارد. آنان با بازی کردن، دویدن و جست و خیز کردن از زندگی لذت می‏برند. بازی کردن استعداد و قدرت خلاقیت درونی کودک را آشکار ساخته و به تکامل می‏رساند. زمانی که یک کودک اتاقکی می‏سازد دست و فکرش را به کار می‏اندازد و هنگامی که آن اتاقک خراب می‏شود به فکر چاره می‏افتد و همین کارها به رشد فکری و شخصیت او کمک می‏رساند. نقل شده است حضرت امام صادق(ع) فرمود: فرزند خود را در هفت سال اول آزاد بگذارید تا بازی کند.

کودک از دو ماهگی و هنگام شیر خوردن بازی می‏کند. به این ترتیب که سر خود را از سینه مادر جدا ساخته و تبسمی به مادر می‏نماید و دوباره شیر می‏خورد. کودک در سن 2 ماهگی به اطراف خود توجه نشان می‏دهد. در این زمان مادر می‏تواند او را به همراه خود به آشپزخانه برده و طوری او را بغل کند تا کودک بتواند اطراف خود را تماشا نماید. کودک در سه ماهگی از دستهای خود استفاده می‏کند. می‏تواند جغجغه را در دست گیرد و در چهار ماهگی آن را تکان داده و لذت ببرد. در پنج ماهگی قادر است اشیاء را بردارد. بنابراین باید از اشیاء رنگین استفاده نمود و به تخت یا کالسکه‏اش آویزان کرد. بعد از یک سالگی کودک علاقه‏مند است اشیایی را داخل ظرفی بریزد و سپس آنها را بیرون آورد. یکی از مفیدترین بازیها، خانه‏سازی است. در سال دوم کودک به کتاب علاقه‏مند می‏شود. در این موقع مادر می‏تواند برای او کتاب بخواند و عکسهای آن را به کودک خود نشان دهد. عکسهای رنگی برای کودک جالب توجه‏تر می‏باشند. در این سن از اسباب‏بازی‏هایی که بتواند هل بدهد یا عقب بکشد لذت می‏برد. در سال سوم و چهارم علاقه‏مند می‏شود تا به والدین خود کمک نماید مانند چیدن میز و ... اما برای دختربچه‏ها، بچه‏داری جالب توجه و دلپذیر می‏باشد. آنان لباسهای عروسک خود را در می‏آورند و دوباره به او می‏پوشانند.

بازی با اسباب‏بازی کودک را سرگرم ساخته و موجب تقویت قدرت بینایی، توانایی حسی، لمسی و تحریکی او می‏شود. برخی از اسباب‏بازیها ارزش آموزشی دارند و کودک با بازی کردن مهارتهایی را می‏آموزد. او یاد می‏گیرد که دستها را چگونه با چشمان و حواس دیگر خود هماهنگ سازد. بازی با اسباب‏بازی به تجربه کودک در زمینه آموختن کمک می‏کند. او می‏آموزد که چگونه اشیاء ساخته می‏شوند و چگونه کار می‏کنند. در برخی موارد اسباب‏بازی به کودک ما آرامش می‏بخشد. برای مثال کودکی که حالت

پرخاشگری دارد همچنان که یک چکش را به میخ می‏کوبد احساس خود را تخلیه می‏کند. چنانچه کودک در گوشه‏ای بنشیند و بازی نکند بدخلق و تحریک‏پذیر و در نهایت خرابکار می‏شود. برعکس، بازی کردن، دوستی و همکاری دسته‏جمعی را به کودک ما می‏آموزد و معنی موفقیت و یا شکست (باختن) را عملاً درک می‏کند. والدین باید کودکان را در بازی کردن آزاد بگذارند و اجازه دهند کودکانشان با دوستان خود بازی کنند، از آنان یاد بگیرند و خود به دیگران بیاموزد.

برای تهیه اسباب‏بازی باید اندکی دقت و حوصله به خرج داد. اسباب‏بازی باید از نظر جنس، سن، شخصیت، حجم و فرم با سن و استعداد کودک متناسب باشد. چنانچه این احتمال وجود دارد یک اسباب‏بازی مورد علاقه کودک ما باشد حال آنکه همان اسباب‏بازی را کودک دیگری دوست نداشته باشد یا اینکه کودکی نقاشی کردن را دوست داشته باشد اما کودک دیگر اصلاً به نقاشی اهمیتی ندهد. اسباب‏بازی نباید از قطعات کوچک و جدا شدنی تشکیل شده باشد چرا که ممکن است کودک آن را به دهان برده و ببلعد. توجه به این مورد بخصوص در سنین پایین بسیار مهم است. اسباب‏بازی نباید لبه‏های تیز و برنده داشته باشد. رنگ آن ثابت و قابل شستشو باشد. این مهم است که از اسباب‏بازی‏هایی که حالت کمک‏آموزشی برای بچه‏ها دارند استفاده نماییم تا از طریق غیر مستقیم به بچه‏ها مفاهیمی از قبیل ریاضی و ادبی و علوم و ... آموخته شود اما در عین حال نباید آنان را از اسباب‏بازی‏های مورد علاقه دوران کودکی دور ساخت. چنانچه کودک از یک نوع اسباب‏بازی زود خسته شد و به آن توجهی نشان نداد برای مدتی آن را پنهان ساخته و بعد از چند هفته دوباره به او بدهید تا برایش جالب توجه باشد.

همیشه یک جعبه اسباب‏بازی برای او در نظر بگیرید تا کودک اسباب‏بازی‏های خود را در آن بریزد. با این عمل هم او احساس مالکیت می‏کند و هم نظم و انضباط را به او می‏آموزد. چنانچه شرایط خانواده

اجازه می‏دهد اتاقی جهت بازی او اختصاص دهید تا با آرامش در آنجا برای خود بازی کند.

اسباب ‏بازیهای مناسب کودکان

عبارتند از:

1ـ عروسکهای پارچه‏ای (خرس یا حیوانات دیگر) که از پارچه نرم درست شده‏اند. برای کودک شما از دست رفتن زیبایی ظاهری اسباب‏بازی‏اش در اثر مرور زمان چندان اهمیتی ندارد. دختربچه‏ای که به عروسک خود غذا می‏دهد و محکم او را در آغوش می‏فشارد، بتدریج نسبت به آن دارای چنان عواطفی می‏شود که نمی‏تواند آن را با عروسک جدید و زیبای دیگری عوض نماید. بنابراین والدین باید حتما عروسک قدیمی کودک خود را دوست داشته باشند و آن را دور نیاندازند.

2ـ اسباب‏بازی‏هایی برای کشیدن یا هل دادن همچون کامیونهای پلاستیکی یا بارکشهای بزرگ

3ـ لوازم نقاشی و کتابهای مصور

4ـ اسباب‏بازی‏هایی که خود شما قادر به درست کردن و ساختن آن هستید. همچون کارهای دستی که می‏توانید از فرزند خود کمک بگیرید. کار دسته‏جمعی باعث افزایش حس همبستگی در خانواده نیز می‏شود.

5ـ قوطیهای مولد صدا: آنها را رنگ کنید و با کاغذ رنگی بپوشانید و با ریختن مقداری برنج یا مهره‏های کوچک در داخل آنها تولید صدا کنید.

6ـ بازیهای فکری و خانه‏سازی.

بازیهای محبوب کودکان عبارتند از:

1ـ بازیهای تقلیدی: کودک با علاقه فراوان فعالیتهای روزانه شما را مشاهده می‏کند. همچون آشپزی، جارو کردن و خیاطی و ...

2ـ بازیهای تکراری: مانند بالا رفتن از صندلی و پایین آمدن

3ـ بازیهای پنهان‏شدنی: کودک چشم می‏گذارد و افرادی را که پنهان شده‏اند پیدا می‏کند.

4ـ بازیهای پر سر و صدا و فریاد کردنی: کودک با پریدن و جست و خیز کردن و فریاد زدن و ایجاد سر و صدا می‏خواهد قابلیتهای خود را آزمایش و نشان دهد و قصد آزار دیگران را ندارد.

5ـ توپ‏بازی، بازی با آب، آب‏تنی در حوض خانه یا وان حمام

6ـ بازی با وسایل خانه (قابلمه، اتو، جارو)

 

 

+ نوشته شده در  88/01/22ساعت 9:56  توسط مدیر  |